auteur
auteur - نویسنده
noun - اسم
UK :
US :
کارگردانی که تأثیر زیادی بر سبک فیلم هایی که می سازد دارد
a film director who has a lot of influence on the making of their films, so that they can be considered as their author
کارگردانی که تاثیر زیادی در ساخت فیلم هایشان دارد به طوری که می توان آنها را نویسنده آن ها دانست
مولف آن یک مهندس ریش دار بیست و چند ساله به نام مایک دیوی بود.
با مارکوس، یک مؤلف به مؤلف دیگر می آید.
How Dustin would have managed to submit himself to a real auteur like Bergman must remain a matter for conjecture.
اینکه داستین چگونه میتوانست خود را تسلیم نویسندهای واقعی مانند برگمن کند، باید در حد حدس و گمان باقی بماند.
By the middle of the decade they had formulated their auteur theory which gave a new gloss to film studies.
در اواسط دهه، آنها نظریه مولف خود را فرموله کردند، که درخشندگی جدیدی به مطالعات فیلم بخشید.
دستیار
وابسته
همکار
شریک
دوست
mate
رفیق
comrade
متحد
هموطن
compatriot
کنفدراسیون
confederate
گروه
crony
همراه و همدم
affiliate
رقیب
cohort
لوازم جانبی
companion
آشنایی
workmate
معاشرت
compeer
همدستان
accessory
تبانی
acquaintance
ارتباط
confrère
مخاطب
همتا
accomplice
پیرو
collaborator
همنشینی
colluder
buddy
chum
coworker
henchman
confrere