bedpost

base info - اطلاعات اولیه

bedpost - تختخواب

noun - اسم

/ˈbedpəʊst/

UK :

/ˈbedpəʊst/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bedpost] در گوگل
description - توضیح
  • one of the four main supports at the corners of an old-fashioned bed


    یکی از چهار تکیه گاه اصلی در گوشه های یک تخت قدیمی


  • یکی از چهار قطب گوشه ای که تخت را پشتیبانی می کند

  • On her bedpost, it was said, she notched up a mark for every new lover.


    می‌گفتند روی تختخوابش، برای هر عاشق جدید، علامتی می‌زد.

  • Then she'd become just another notch on his bedpost - another victory albeit not won with quite his usual ease.


    سپس او فقط یک بریدگی دیگر روی میله تخت او شد - یک پیروزی دیگر، البته نه به راحتی معمولش.

  • Did she want to be just one more notch on Nathan Bryce's bedpost?


    آیا او می خواست فقط یک درجه بیشتر روی میله تخت ناتان برایس باشد؟

  • Angrily, she thrust herself away from the bedpost and her hands began again their energetic dance on the brightening wood.


    او با عصبانیت خود را از میله تخت دور کرد و دستانش دوباره رقص پرانرژی خود را روی چوب درخشان آغاز کردند.

  • Her eyes closed tight shut and her forehead came to rest on the hands that gripped the bedpost.


    چشمانش محکم بسته شد و پیشانی اش روی دست هایی که میله تخت را گرفته بودند قرار گرفت.

  • He had a hand on the bedpost.


    دستش روی میله تخت بود.

  • Hook this over the bedpost and pull to tighten.


    آن را روی میله تخت قلاب کرده و بکشید تا سفت شود.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • bedhead


    سر تخت


  • انتهای تخت

  • bedrail


    تختخواب

  • headboard


    تخته سر


  • ریل

  • bed's head



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

barter

لغت پیشنهادی

befit

لغت پیشنهادی

robot