beefy
beefy - گوشتی
adjective - صفت
UK :
US :
کسی که گوشت گاو است، بزرگ، قوی و اغلب بسیار چاق است
یک فرد گوشتخوار قوی، سنگین و قدرتمند به نظر می رسد
قدرتمند و موثر
(از یک شخص، به ویژه یک مرد) ظاهر بزرگ، سنگین و قدرتمند
سینه گاو یک بولداگ.
او با رضایت خاصی در چهره ی پشمالوی خود سرگرم شد.
سر میز کناری، پدری گنده آشکارا به من خیره شده بود.
زندانی دوم مردی بود چاق و چاق که بوی عرق می داد.
beefy football players
فوتبالیست های خوش ذوق
من دیدم که او کمی در سمت چاق بود، اما به دور از چاق شدن است.
آماندا و تینا هر دو تیپهای اسپورت و بدنبال بودند.
muscular
عضلانی
brawny
قورمه دار
قوی
burly
تنومند
sturdy
محکم
strapping
تسمه بندی
robust
قدرتمند
هاسکی
husky
سنگین
hefty
ضخیم شدن
thickset
جامد
پاره شده
stocky
خرد شده
ripped
گاومیش
shredded
حجیم شدن
buff
تنبل
hulking
بزرگ
hunky
حجیم
جک شده
bulky
قابل توجه
jacked
مزومورفیک
قدرتمند ساخته شده است
mesomorphic
به خوبی ساخته شده
چاق و چله
powerfully built
ناهموار
well-built
استوار
stout
ورزشی
rugged
muscly
stalwart
puny
ضعیف
لاغر
frail
نحیف
skinny
اندک
باریک
slim
کوچک
کمبود وزن
ظریف
slender
یدکی
بي عرضه
underweight
خراشیده
feeble
لاغر شده
scrawny
علف هرز
delicate
استخوانی
spare
کم اهمیت
lanky
اسکلتی
gaunt
لنک
weakling
استخوان خام
wimpy
ناتوان
scraggy
بی اشتهایی
emaciated
سوء تغذیه
weedy
شاخه ای
bony
skeletal
lank
rawboned
infirm
anorexic
undernourished
twiggy
