bewail
bewail - ناله
verb - فعل
UK :
US :
ابراز ناراحتی یا ناامیدی عمیق در مورد چیزی
ابراز ناراحتی یا ناامیدی شدید در مورد چیزی
من گهگاه ناله میکنم که تحصیلاتم بسیار زیاد است و آن را خیلی جدی میگیرم.
فکر کرد هیچ چیز به این کسل کننده نبود، مثل کسی که مدام در حال زاری و زاری بود.
Men propping up the bar over lunch will bewail the loss of earlier freedoms when they were footloose and fancy free.
مردانی که پشت ناهار میله را نگه میدارند، از دست دادن آزادیهای قبلی، زمانی که رها و بیتفاوت بودند، گریه میکنند.
جمهوری خواهان ناله می کنند که آنها می گویند این احتمال وجود دارد که دموکرات ها روی نامزدها بنشینند.
lament
سوگواری
deplore
ابراز تاسف
bemoan
ناله
mourn
غم و اندوه
rue
پشیمان شدن. پشیمانی
regret
غمگین شدن
grieve
توبه کردن
moan
شكايت كردن
wail
غر زدن
repent
غصه خوردن برای
گریه کن
grumble
غصه خوردن
grieve for
گریه
weep over
توضیح دادن در مورد
grieve over
ناله برای
آه کشید
ابراز پشیمانی از
wail for
غم برای
ساده
بلوز بخوان
sorrow for
ناله کن
plain over
ناله در مورد
ابراز اندوه
wail over
مشتاق است
sorrow over
ابراز تاسف برای
wail about
بیان وای برای
express sorrow
keen over
moan about
delight
لذت بسیار
شادی
applaud
کف زدن
exalt
تعالی بخشید
gloat
خوشحالی
praise
ستایش
vaunt
فخر کردن
exult in
شادی در
glory in
شکوه در
rejoice in
شادی کن
خوشحال باش
be joyous
شاد باش
rejoice
شادی کردن
relish
لذت بردن
cheer
تشویق کردن
جشن گرفتن
glory
شکوه
revel
savorUS
savorUS
قدردانی
لذت ببرید
exult
savourUK
کلاغ
savourUK
تعریف و تمجید
crow
تایید
compliment
مسکن
پیروزی
laud
ناله
relieve
triumph
whimper
