bipartisan

base info - اطلاعات اولیه

bipartisan - دو حزبی

adjective - صفت

/ˌbaɪˈpɑːrtɪzn/

UK :

/ˌbaɪˈpɑːtɪzæn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bipartisan] در گوگل
description - توضیح
  • involving two political parties, especially parties with opposing views


    شامل دو حزب سیاسی، به ویژه احزاب با دیدگاه های مخالف

  • supported by or consisting of two political parties


    تحت حمایت یا متشکل از دو حزب سیاسی

  • involving or having the support of both sides, esp. of political parties


    شامل یا داشتن حمایت هر دو طرف، به ویژه. از احزاب سیاسی


  • توافق دو حزبی برای متعادل کردن بودجه فدرال

  • In Congress there have been bipartisan allegations of a Pentagon cover-up.


    در کنگره اتهامات دو حزبی مبنی بر پنهان کاری پنتاگون وجود داشته است.

  • One piece of legislation that has gained momentum amid the concern about workers is a bipartisan bill sponsored by Sen.


    یکی از قوانینی که در میان نگرانی در مورد کارگران شتاب بیشتری گرفته است، لایحه دو حزبی است که توسط سناتور حمایت می شود.

  • Y., who is chairman of the bipartisan commission.


    ی. که رئیس کمیسیون دو حزبی است.

  • It also has received bipartisan congressional support.


    همچنین از حمایت دو حزبی کنگره برخوردار شده است.

  • Clinton said he offered the deal as a sign of bipartisan cooperation.


    کلینتون گفت که او این توافق را به عنوان نشانه ای از همکاری دو حزبی پیشنهاد کرده است.

  • Kentucky last had a bipartisan ruling coalition in 1920.


    کنتاکی آخرین بار در سال 1920 یک ائتلاف حاکم دو حزبی داشت.

  • Perhaps when the shouting from snake oil salesmen subsides, our leaders will find a way to forge a bipartisan solution.


    شاید وقتی فریاد فروشندگان روغن مار فروکش کرد، رهبران ما راهی برای ایجاد یک راه حل دو حزبی پیدا کنند.

  • Almost all those provisions command bipartisan support.


    تقریباً همه آن مقررات از حمایت دو حزبی برخوردار است.

example - مثال
  • a bipartisan policy


    یک سیاست دو حزبی

  • The Bill before Congress has bipartisan support.


    لایحه پیش روی کنگره از حمایت دو حزبی برخوردار است.

  • a bipartisan committee


    یک کمیته دو حزبی

  • a bipartisan agreement


    یک توافق دو حزبی

synonyms - مترادف
  • bilateral


    دو طرفه

  • bipartite


    دو جانبه

  • cross-party


    فراحزبی

  • dual-party


    دو حزبی

  • two-party


antonyms - متضاد
  • partisan


    پارتیزان

  • unilateral


    یک جانبه

  • autonomous


    خود مختار

  • autarchic


    خودکامه


  • شخصی

  • one-sided


    یک طرفه

لغت پیشنهادی

bombast

لغت پیشنهادی

ballpark

لغت پیشنهادی

introductions