brickwork

base info - اطلاعات اولیه

brickwork - آجرکاری

noun - اسم

/ˈbrɪkwɜːrk/

UK :

/ˈbrɪkwɜːk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [brickwork] در گوگل
description - توضیح

  • آجرهایی که برای ساختن چیزی استفاده شده است


  • کار ساختن چیزی با آجر

  • the bricks in a wall or building


    آجرهای یک دیوار یا ساختمان

  • The Tudor chimney-stacks and beautiful brickwork are the vestiges of a much larger house - the ancient seat of the Willoughbys.


    دودکش‌های تودور و آجرکاری‌های زیبا بقایای خانه‌ای بزرگ‌تر هستند - مقر باستانی ویلوبیز.

  • The decorative brickwork attracted the most attention.


    آجرکاری تزئینی بیشترین توجه را به خود جلب کرد.

  • We need someone to do the brickwork.


    به یک نفر جهت کار آجرکاری نیازمندیم

  • Modern houses have their joists supported in metal brackets and do not enter the brickwork.


    خانه های مدرن تیرچه های خود را در براکت های فلزی نگه می دارند و وارد آجرکاری نمی شوند.

  • Is the pointing of the brickwork in good condition?


    آیا نمای آجرکاری در وضعیت خوبی است؟

  • Much of the original building has gone, replaced by fine Tudor brickwork.


    بخش اعظم ساختمان اصلی از بین رفته و آجرکاری های زیبای تودور جایگزین آن شده است.

  • There was brickwork and glass flying all over the place.


    آجرکاری و شیشه در همه جا در حال پرواز بود.

example - مثال
  • Plaster had fallen away in places, exposing the brickwork.


    گچ در جاهایی افتاده بود و آجرکاری ها نمایان شده بود.

synonyms - مترادف
  • stonework


    سنگ کاری


  • پارچه

  • masonry


    سنگ تراشی


  • ساختار

  • bricks and mortar


    آجر و ملات

  • walls


    دیوارها

  • building materials


    مصالح ساختمانی

  • granite


    سنگ گرانیت


  • آجر

  • sandstone


    ماسه سنگ


  • سنگ


  • تجارت

  • ashlar


    خاکستر

  • stonecraft


    استونکرافت

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

oiled

لغت پیشنهادی

bonito

لغت پیشنهادی

acer