word - لغت

Brownies || براونی

part of speech - بخش گفتار

plural noun || اسم جمع

spell - تلفظ

ˈbrɑʊ·niz

UK :

US spell not find

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [Brownies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Brownies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Brownies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Brownies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Brownies] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • شکلات

  • fudge


    سخن بی معنی وبیهوده

  • muffins


    کلوچه ها

  • cupcakes


    کیک های کوچک


  • شکلات تخته ای


  • کیک شکلاتی

  • rocky road


    جاده سنگی

  • candy


    آب نبات

  • nougat


    نوقا

  • fairies


    پری ها

  • pixies


    پیکسی ها

  • sprites


    جن

  • fays


    فیس

  • faeries


    پری ها

  • leprechauns


    leprechauns

antonyms - متضاد