criminology
criminology - جرم شناسی
noun - اسم
UK :
US :
مطالعه علمی جرم و جنایت
Hirschi's control theory seems also to fill an important gap that was noted earlier in relation to the original formulation of classical criminology.
به نظر می رسد نظریه کنترل هیرشی نیز شکاف مهمی را پر می کند که قبلاً در رابطه با فرمول اولیه جرم شناسی کلاسیک ذکر شد.
Conservative criminology is part of the ideological background of economic liberalism.
جرم شناسی محافظه کارانه بخشی از پیشینه ایدئولوژیک لیبرالیسم اقتصادی است.
Marxist theories Marxist-based studies of crime are sometimes referred to under the titles of radical or critical criminology.
نظریه های مارکسیستی مطالعات مارکسیستی جنایت را گاهی تحت عنوان جرم شناسی رادیکال یا انتقادی می نامند.
His apparent heresy is not that of the smooth talking cleric, but the statistician specialising in the field of criminology.
بدعت ظاهری او نه روحانی خوش صحبت، بلکه آماردان متخصص در زمینه جرم شناسی است.
پیامدهای چنین دیدگاهی بالقوه برای جرم شناسی پوزیتیویستی فاجعه بار بود.
To the extent that positivist criminology incorporates a realistic, manageable version of determinism, it becomes compatible with its classical predecessor.
تا جایی که جرم شناسی پوزیتیویستی نسخه ای واقع گرایانه و قابل مدیریت از جبرگرایی را در خود جای دهد، با سلف کلاسیک خود سازگار می شود.
جرم شناسی رادیکالی که به نظر می رسد این را انکار می کند، بی رحمانه و به درستی رد می شود.
دلایل ذکر شده از جمعیت شناسی گرفته تا جرم شناسی متغیر است.