firefighting
firefighting - آتش نشانی
noun - اسم
UK :
US :
اقدامات انجام شده برای مقابله با مشکلات ناگهانی یا فوری مربوط به یک شغل خاص
فعالیت متوقف کردن آتش سوزی
spending time on problems that need to be dealt with quickly instead of working in a calm, planned way
گذراندن زمان برای مشکلاتی که باید به سرعت با آنها برخورد کرد، به جای کار کردن با روشی آرام و برنامه ریزی شده
the time and effort that someone uses to deal with problems within a company or organization that need attention immediately instead of dealing with its ordinary business
زمان و تلاشی که شخصی برای مقابله با مشکلات درون یک شرکت یا سازمان که نیاز به توجه فوری دارند، به جای پرداختن به کسب و کار معمولی آن، استفاده می کند.
firefighting equipment/vehicles
تجهیزات / وسایل نقلیه آتش نشانی
من تمام وقتم را صرف اطفای حریق می کنم تا اینکه پیشرفتی داشته باشم.
زمان زیادی صرف اطفای حریق می شود تا اینکه کسب و کار را به جلو ببرند.
