lodged
lodged - تسلیم شد
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از کلبه
شکایت رسمی در مورد چیزی
گیرکردن (باعث شدن) در یک مکان یا موقعیت
قرار دادن چیزی در جای امن
اجاره دادن برای ماندن در جایی
ایالات متحده اعتراض رسمی خود را به دستگیری خبرنگاران خارجی تسلیم کرد.
وکلای دادگستری شب گذشته گفتند که نسبت به این حکم اعتراض خواهند کرد.
استخوان ماهی در گلویش نشسته بود.
شما باید یک کپی از نامه را نزد وکیل خود تسلیم کنید.
وقتی برای اولین بار به کمبریج آمد، او نزد خانم هیگینز اقامت کرد.
محکم
سریع
تنگ
stuck
گیر
تنظیم
snug
راحت
wedged
گوه شده
jammed
گیر کرده
frozen
منجمد
fixed
درست شد
rooted
نشات گرفتن
immovable
غیر منقول
امن است
stiff
سفت
secured
امن شده است
fastened
متصل اند
stuck fast
سریع گیر کرده
immobile
بی حرکت
trapped
به دام افتاده
ثابت
riveted
پرچ شده
anchored
متصل
tightened
سفت شد
bogged down
گرفتار کردن
unbudgeable
غیرقابل جبران
پایدار
pegged
میخکوب شده
obstructed
مانع شده است
crushed
خرد شده
squeezed
فشرده شده
impacted
تحت تاثیر قرار گرفته است
