portability

base info - اطلاعات اولیه

portability - قابل حمل بودن

noun - اسم

/ˌpɔːrtəˈbɪləti/

UK :

/ˌpɔːtəˈbɪləti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [portability] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The new light cover increases this model's portability.


    پوشش نور جدید قابلیت حمل این مدل را افزایش می دهد.

  • The advantage of the smaller model is its greater portability.


    مزیت مدل کوچکتر قابل حمل بودن بیشتر آن است.

  • Campers like food pouches for their portability and long shelf lives.


    کمپینگ ها به دلیل قابلیت حمل و ماندگاری طولانی، کیسه های غذا را دوست دارند.

  • There is a need for pension portability, to enable workers to take whatever pension credits they earn from job to job.


    نیاز به قابلیت حمل حقوق بازنشستگی وجود دارد تا کارگران بتوانند هر گونه اعتبار بازنشستگی را که از شغلی به شغل دیگر به دست می آورند، دریافت کنند.

  • Health-savings accounts have been touted for their portability from job to job.


    حساب‌های پس‌انداز بهداشتی به دلیل قابلیت حمل از شغلی به شغل دیگر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

  • This new gadget is quite bulky, sacrificing portability for ease of use.


    این گجت جدید بسیار حجیم است و قابلیت حمل را قربانی سهولت استفاده می کند.

  • With number portability, consumers are less tied to one carrier.


    با قابلیت حمل اعداد، مصرف کنندگان کمتر به یک حامل وابسته هستند.

  • application/software portability


    قابلیت حمل برنامه/نرم افزار

synonyms - مترادف
  • compactness


    فشردگی

  • convenience


    راحتی

  • handiness


    خوش دست بودن

  • lightness


    سبکی

  • manageability


    مدیریت پذیری

  • movability


    قابلیت جابجایی

  • transferability


    قابلیت انتقال

  • transportability


    قابلیت حمل و نقل

  • mobility


    تحرک

antonyms - متضاد
  • bulkiness


    حجیم بودن

لغت پیشنهادی

nazis

لغت پیشنهادی

antivirus

لغت پیشنهادی

stranger