postpones

base info - اطلاعات اولیه

postpones - به تعویق می اندازد

N/A - N/A

poʊstˈpoʊn

UK :

pəʊstˈpəʊn

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [postpones] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • They decided to postpone their holiday until next year.


    آنها تصمیم گرفتند تعطیلات خود را به سال آینده موکول کنند.

  • We've had to postpone going to France because the children are ill.


    ما مجبور شدیم رفتن به فرانسه را به تعویق بیندازیم زیرا بچه ها بیمار هستند.

  • The trip has been postponed twice.


    این سفر دو بار به تعویق افتاده است.

  • Rain forced (a) postponement of the match.


    باران اجباری (الف) به تعویق افتادن مسابقه.

  • The oil giant said it had postponed a decision on whether to go ahead with the deal.


    این غول نفتی گفت که تصمیم گیری در مورد ادامه این قرارداد را به تعویق انداخته است.

  • The meeting was postponed for another week.


    این جلسه یک هفته دیگر به تعویق افتاد.

  • The vote on the merger has been postponed from September 14 and looks unlikely to take place until the end of the year.


    رای گیری در مورد ادغام از 14 سپتامبر به تعویق افتاده است و بعید به نظر می رسد تا پایان سال برگزار شود.

  • Sources say the deal will likely result in the postponement of a shareholder meeting scheduled for Monday.


    منابع می گویند که این معامله احتمالاً منجر به به تعویق افتادن جلسه سهامداران خواهد شد که برای دوشنبه برنامه ریزی شده است.

synonyms - مترادف
  • delays


    تاخیرها

  • defers


    به تعویق می اندازد

  • shelves


    قفسه ها

  • adjourns


    تعلیق می کند

  • suspends


    تغییر زمان بندی می کند

  • reschedules


    حواله می کند

  • remits


    جداول

  • tables


    می ماند

  • stays


    گلوله های خفن

  • mothballs


    تعویق می کند

  • prorogues


    مهلت ها

  • respites


    کبوتر چاله ها

  • pigeonholes


    غرفه ها

  • stalls


    ادامه دارد

  • continues


    پیش بینی ها

  • procrastinates


    از سر باز می کند

  • forestays


    نگه می دارد

  • puts off


    پس می گذارد

  • holds over


    یخ می گذارد

  • puts back


    قرار می دهد

  • holds off


    دراز می کشد

  • puts on ice


    در انتظار می گذارد

  • puts over


    آتش می آویزد

  • holds up


    در سردخانه قرار می دهد

  • lays over


    حمل می کند

  • puts on hold


    باران را چک می کند

  • hangs fire


  • holds off on


  • puts in cold storage


  • carries over


  • takes a rain check on


antonyms - متضاد
  • advances


    پیشرفت ها

  • brings forward


    را به جلو می آورد

  • antedates


    پیشینیان

  • continues


    ادامه دارد

  • does


    میکند

  • expedites


    تسریع می کند

  • forwards


    به جلو

  • furthers


    ادامه می دهد

  • hastens


    شتاب می کند

  • hurries


    عجله می کند

  • maintains


    حفظ می کند

  • perseveres


    استقامت می کند

  • prepones


    پیش می گیرد

  • carries out


    انجام می دهد

  • calls to order


    برای سفارش تماس می گیرد

  • goes ahead with


    پیش می رود با

لغت پیشنهادی

doomsday

لغت پیشنهادی

america

لغت پیشنهادی

return