reflects
reflects - منعکس می کند
N/A - N/A
UK :
US :
If a surface reflects light heat sound or an image it sends the light etc. back and does not absorb it
اگر سطحی نور، گرما، صدا یا تصویری را منعکس کند، نور و غیره را به عقب می فرستد و جذب نمی کند.
نشان دادن، بیان کردن یا نشان دادن چیزی
به دقت فکر کنید، به خصوص در مورد احتمالات و نظرات
برای ارسال نور، گرما، انرژی یا صدا از یک سطح
با دقت فکر کن
خودش را در آب/آینه/ویترین مغازه منعکس شده دید.
نور از سطح آب منعکس شد.
آمار نشان دهنده تغییر در عادات خرج کردن مردم است.
مدیر برای تأمل (در مورد آنچه باید انجام شود) زمان خواست.
او فکر کرد که این احتمالا آخرین باری است که او را می بیند.
لباس های رنگ روشن به جای جذب گرمای خورشید، گرمای خورشید را منعکس می کنند.
نور ماه از سطح دریاچه منعکس شد.
صورت خالی اش نشان دهنده ی کسالتش بود.
او احساس کرد که به زمان نیاز دارد تا در مورد آنچه که باید انجام دهد فکر کند.
سیستم نورپردازی جدید او از لامپ ها و بازتابنده ها استفاده می کند.
shows
نشان می دهد
depicts
به تصویر می کشد
characterizesUS
ایالات متحده را مشخص می کند
describes
توصیف
details
جزئیات
exhibits
نمایشگاه ها
تصویری از
illustrates
را نشان می دهد
models
مدل ها
outlines
نمای کلی
portrays
هدیه
presents
مجسم می کند
represents
ایالات متحده را تجسم می کند
embodies
مثال می زند
epitomizesUS
آینه
exemplifies
تصاویر
mirrors
بریتانیا را مشخص می کند
pictures
epitomisesUK
characterisesUK
روشن می کند
epitomisesUK
نماد انگلستان است
illuminates
نماد ایالات متحده است
symbolisesUK
تقلید می کند
symbolizesUS
ارائه می دهد
mimics
renders
distorts
تحریف می کند
misrepresents
نادرست معرفی می کند
misconstrues
سوء تعبیر می کند
perverts
منحرفان
alters
تغییر می دهد
contorts
پیچیدگی ها
falsifies
جعل می کند
garbles
چروک می کند
misinterprets
می پیچد
warps
