bachelor
bachelor - عزب
noun - اسم
UK :
US :
مردی که هرگز ازدواج نکرده است
مردی که ازدواج نکرده
خانه او شبیه یک آپارتمان مجردی بود - تمیز اما خالی.
عمو بیل مجرد بود و من بیشتر دوست داشتم با او مناقصه کنم.
جیم به ایالت دیگر نقل مکان کرد، پرداخت های حمایت از کودک را نکول کرد و زندگی یک مجرد بدون مراقبت را ادامه داد.
Jim moved to another state defaulted on child-support payments, and proceeded to live the life of a care free bachelor.
بن تنها مجرد در بین تمام زوج های متاهل بود و احساس می کرد کاملاً بی جا و بی جا بود.
حالا که دوران مجردی درک به پایان رسیده بود، باید رفتار مسئولانهتری را شروع میکرد.
این به دوران رومیان بازمیگردد، زمانی که مجردان عروس را به مراسم هدایت میکردند و مردان متاهل او را به عقب همراهی میکردند.
This dated back to Roman times when bachelors led the bride to the ceremony and married men escorted her back.
لیسانس واجد شرایط (= فردی که بسیاری از افراد می خواهند با آن ازدواج کنند، به خصوص به دلیل ثروتمند بودن او)
a confirmed bachelor (= a man who does not intend to marry; often used in newspapers to refer to a gay man)
لیسانس تایید شده (= مردی که قصد ازدواج ندارد؛ اغلب در روزنامه ها برای اشاره به یک مرد همجنس گرا استفاده می شود)
او 38 سال داشت و لیسانس تایید شده بود.
یکی از واجد شرایط ترین لیسانس های کشور
لیسانس هنر/مهندسی/علوم
او تا 40 سالگی مجرد ماند.
سام یک مجرد تایید شده است (= بعید است که او هرگز بخواهد ازدواج کند).
او تا 60 سالگی لیسانس تایید شده باقی ماند.
groom
داماد
شوهر
spouse
همسر
wedder
عروسی
