nomenclature
nomenclature - نامگذاری
noun - اسم
UK :
US :
سیستمی از نامگذاری اشیا، به ویژه در علم
a system for naming things, especially in a particular area of science
سیستمی برای نامگذاری اشیا، به ویژه در حوزه خاصی از علم
سیستمی برای نامگذاری اشیا، به ویژه در یک حوزه خاص از علم
حافظان در مورد نامگذاری دقت کرده بودند.
medical nomenclature
نامگذاری پزشکی
The naming or nomenclature of chemical substances falls broadly into two categories: inorganic nomenclature and organic nomenclature.
نامگذاری یا نامگذاری مواد شیمیایی به طور کلی به دو دسته تقسیم می شود: نامگذاری معدنی و نامگذاری آلی.
متأسفانه برای خواننده عادی، گردان ها نامگذاری عجیبی داشتند.
I began this discussion by saying that adherence to systematic nomenclature is a limiting kind of freedom.
من این بحث را با گفتن این نکته آغاز کردم که پایبندی به نامگذاری سیستماتیک نوعی محدودیت از آزادی است.
اخیراً تغییرات مهمی در نامگذاری خانواده ایجاد شده است.
The nomenclature of science does not refer to definitive concepts: It is ceaselessly adjusted, completed, varied.
نامگذاری علم به مفاهیم قطعی اشاره نمی کند: بی وقفه تنظیم می شود، تکمیل می شود، متنوع می شود.
این نامگذاری آشکار است، همانطور که معنایی که به چنین بررسی در یک تصمیم پیشرو نسبت داده شده است.
این نامگذاری تمایل دارد که اصطلاحات را اشتباه بگیرد.
jargon
اصطلاحات تخصصی
زبان
vocabulary
واژگان
phraseology
عبارت شناسی
terminology
واژه شناسی
locution
مکان
مقررات
ترتیب
catalogueUK
کاتالوگ انگلستان
catalogUS
کاتالوگ ایالات متحده
categorization
دسته بندی
classification
طبقه بندی
organisationUK
سازمان انگلستان
organizationUS
سازمان ایالات متحده
codification
کدگذاری
glossary
واژه نامه
taxonomy
اصطلاحات
lexis
گروه بندی
expressions
نحوه صحبت کردن
grouping
سیستم طبقه بندی
نامگذاری دو جمله ای
taxonomic system
طبقه بندی آلفا
binomial nomenclature
زبان انگلیسی
alpha taxonomy
اصطلاح
lingo
زبان عامیانه
parlance
عبارت بندی
vernacular
جان دادن
wordage
phrasing
jive
slang
استاندارد
