aloft

base info - اطلاعات اولیه

aloft - بالا

adverb - قید

/əˈlɔːft/

UK :

/əˈlɒft/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aloft] در گوگل
description - توضیح

  • بالا در هوا

  • in the air or in a higher position


    در هوا یا در موقعیت بالاتر

  • The national flag was flying aloft.


    پرچم ملی برافراشته بود.

  • The film was of large happy female peasants dancing, with garlands held aloft.


    فیلم از دهقانان زن شاد و بزرگی بود که در حال رقصیدن بودند و گلدسته هایی در بالا نگه داشته شده بودند.

  • The six-man, one-woman crew plans to spend 17 days aloft, a shuttle record.


    خدمه شش مرد و یک زن قصد دارند 17 روز را در ارتفاعات بگذرانند که یک رکورد شاتل است.

  • He described times when the radar crew received requests for winds aloft at eighty thousand feet, ninety thousand feet.


    او زمان هایی را توصیف کرد که خدمه رادار درخواست بادهایی در ارتفاع هشتاد هزار پا، نود هزار پا را دریافت کردند.

  • He looked aloft at the distant ceiling and at the expanse of sparsely-curtained window space.


    او از بالا به سقف دوردست و به وسعت فضای پنجره با پرده های کم نگاه کرد.

  • Sanson drew out the head holding it aloft by the hair to show the crowd.


    سانسون سر را بیرون آورد و آن را از موها بلند کرد تا به جمعیت نشان دهد.

  • Kruger took up a sword-sharp scimitar and held it aloft for blessing.


    کروگر یک ماشین شمشیر تیز برداشت و برای برکت آن را بالا نگه داشت.

  • But the motive behind her achievement was not self-interest alone nor the desire to carry aloft the banner of feminism.


    اما انگیزه پشت موفقیت او نه تنها منافع شخصی بود و نه تمایل به بالا بردن پرچم فمینیسم.

example - مثال
  • She held the glass aloft.


    لیوان را بالا نگه داشت.

  • We held our glasses aloft.


    عینکمان را بالا نگه داشتیم.

  • The champions hoisted the trophy aloft and carried it through the streets.


    قهرمانان جام را بلند کردند و در خیابان ها حمل کردند.

  • Her kite remained aloft for hours.


    بادبادک او برای ساعت ها در آسمان باقی ماند.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

omission

لغت پیشنهادی

ailed

لغت پیشنهادی

persisted