ambrosia
ambrosia - شهد
noun - اسم
UK :
US :
غذا یا نوشیدنی که طعم بسیار خوبی دارد
غذایی که خدایان یونانی و رومی می خوردند
یک غذای بسیار مطبوع
اما بر خلاف تخم زنبورها و مورچه ها، تخم سوسک آمبروزیا باید توسط چیزی نفوذ کند.
Jaq noted how wistfully Grimm regarded what he rated as gourmet ambrosia disappearing into the monster's maw remorselessly.
جک اشاره کرد که گریم چقدر غمگینانه به چیزی که او آن را به عنوان آمبروسیای لذیذ ارزیابی میکرد که بیرحمانه در مغز هیولا ناپدید میشد تلقی میکرد.
پس از رژیم غذایی چند روز اخیر آنها، هر چیزی طعم آمبروسیا را می دهد.
Nine days Demeter wandered, and all that time she would not taste of ambrosia or put sweet nectar to her lips.
نه روز دمتر سرگردان بود و در تمام آن مدت طعم آمبروسیا را نمی چشید و شهد شیرین را روی لب هایش نمی گذاشت.
او در لحظهای که پرده بالا میرود، در دنیای ساختگی آمبروسیا بیلی است.
او را در حالی که آمبروسیا قرمز را در شیشه شفاف دوست داشتنی می ریخت تماشا کردم.
از طعم ویسکی، به جای آمبروسیا، در لیوان مات شگفت زده شدم.
آن شب طوری خوابیدم که گویی با آمبروسیا دارو خورده بودم.
nectar
شهد
delicacy
ظرافت
heavenly food
غذای بهشتی
immortal food
غذای جاودانه
amrita
آمریتا
نوشیدنی خدایان
درمان شود
titbit
لقمه
dainty
خوش طعم
tidbit
نکته
delectable
دلپذیر
goody
خوب
viand
وند
cate
کات
kickshaw
کیکشا
luxury
لوکس
بیت
goodie
زیاده خواهی
indulgence
savouryUK
savouryUK
تفننی
fancy
شیرین
morsel
تخصص انگلستان
savoryUS
specialityUK
ضیافت
savoryUS
سلطنتی
banquet
لذت بردن
regale
لذت بسیار
relish
لذت
delight
جشن
feast
