amulet
amulet - طلسم
noun - اسم
UK :
US :
یک تکه جواهرات کوچک که برای محافظت در برابر بدشانسی، بیماری و غیره استفاده می شود
شیئی که پوشیده می شود زیرا اعتقاد بر این است که از شر، بیماری یا ناراحتی محافظت می کند
او یک انگشتر و یک حرز تحویل داد که من آنها را شناختم.
Any infant protected by an amulet bearing the names of the angels would be immune from her attentions.
هر نوزادی که توسط طلسمی با نام فرشتگان محافظت شود از توجه او مصون خواهد بود.
اگر می خواستند، خودم آنها را می کشیدم و در حرز می بافتم.
یک نورسنج وستون در یک کیف چرمی مانند یک تعویذ از گردنش آویزان شده بود.
او سنجاق شنل برنزی، گیره، طلسم مهره ای و شانه مو پیدا کرد.
او نیز مانند مردانش توسط طلسم های بودایی جادویی که به روسری گره می خوردند محافظت می شد.
charm
افسون
fetish
طلسم
talisman
پریاپت
periapt
جوجو
juju
فیلاکتری
mascot
موجو
phylactery
بت
fetich
زینت
mojo
توتم
idol
طلسم شانس
ornament
قطعه شانس
totem
طلسم موفق باشید
lucky charm
ریزه کاری
پای خرگوش
قطعه موفق باشید
trinket
زمی
rabbit's foot
آیکون
good-luck piece
مادستون
zemi
هدف - شی
icon
سنگ
madstone
شیء تشریفاتی
نماد مقدس
تفیلا
ritual object
یادآور
سمبل
tefilla
جواهر
reminder
کفش
نشانه
jewel
token