amulet

base info - اطلاعات اولیه

amulet - طلسم

noun - اسم

/ˈæmjʊlət/

UK :

/ˈæmjʊlət/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [amulet] در گوگل
description - توضیح

  • یک تکه جواهرات کوچک که برای محافظت در برابر بدشانسی، بیماری و غیره استفاده می شود

  • an object worn because it is believed to protect against evil, disease or unhappiness


    شیئی که پوشیده می شود زیرا اعتقاد بر این است که از شر، بیماری یا ناراحتی محافظت می کند

  • He handed over a ring and an amulet that I recognised.


    او یک انگشتر و یک حرز تحویل داد که من آنها را شناختم.

  • Any infant protected by an amulet bearing the names of the angels would be immune from her attentions.


    هر نوزادی که توسط طلسمی با نام فرشتگان محافظت شود از توجه او مصون خواهد بود.

  • If they had asked, I would have pulled them myself woven them into an amulet.


    اگر می خواستند، خودم آنها را می کشیدم و در حرز می بافتم.

  • A Weston light meter in a leather case dangled from his neck like an amulet.


    یک نورسنج وستون در یک کیف چرمی مانند یک تعویذ از گردنش آویزان شده بود.

  • She found bronze cloak pins, clasps, bead amulets and hair-combs.


    او سنجاق شنل برنزی، گیره، طلسم مهره ای و شانه مو پیدا کرد.

  • Like his men, he was protected by magical Buddhist amulets that were knotted into the scarf.


    او نیز مانند مردانش توسط طلسم های بودایی جادویی که به روسری گره می خوردند محافظت می شد.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • charm


    افسون

  • fetish


    طلسم

  • talisman


    پریاپت

  • periapt


    جوجو

  • juju


    فیلاکتری

  • mascot


    موجو

  • phylactery


    بت

  • fetich


    زینت

  • mojo


    توتم

  • idol


    طلسم شانس

  • ornament


    قطعه شانس

  • totem


    طلسم موفق باشید

  • lucky charm


    ریزه کاری


  • پای خرگوش

  • good luck charm


    قطعه موفق باشید

  • trinket


    زمی

  • rabbit's foot


    آیکون

  • good-luck piece


    مادستون

  • zemi


    هدف - شی

  • icon


    سنگ

  • madstone


    شیء تشریفاتی


  • نماد مقدس


  • تفیلا

  • ritual object


    یادآور


  • سمبل

  • tefilla


    جواهر

  • reminder


    کفش


  • نشانه

  • jewel



  • token


antonyms - متضاد
  • hoodoo


    هودو

  • jinx


    جینکس

  • curse


    لعنت

  • plague


    طاعون

  • hex


    هگز

  • voodoo


    وودو

  • spell


    هجی کردن

  • whammy


    غمگین

  • affliction


    مصیبت

  • nemesis


    دشمنی

  • malediction


    توهین

  • malison


    مالیسون

  • cess


    cess

  • evil fortune


    ثروت شیطانی

  • bugaboo


    بوگابو


  • بوسه ی مرگ


  • بد شانسی

لغت پیشنهادی

oodles

لغت پیشنهادی

expiration

لغت پیشنهادی

vomit