anaemia
anaemia - کم خونی
noun - اسم
UK :
US :
یک وضعیت پزشکی که در آن گلبول های قرمز بسیار کمی در خون شما وجود دارد
یک وضعیت پزشکی که در آن گلبول های قرمز کافی در خون وجود ندارد
The work if confirmed, could eventually lead to clinical application in the treatment of aplastic anaemia and malignancy.
این کار، در صورت تایید، در نهایت می تواند به کاربرد بالینی در درمان کم خونی آپلاستیک و بدخیمی منجر شود.
The build-up of recessive genes increases the incidence of genetically determined diseases, such as sickle-cell anaemia in humans.
تجمع ژنهای مغلوب، بروز بیماریهای تعیینشده ژنتیکی، مانند کمخونی سلول داسی شکل را در انسان افزایش میدهد.
نیاز به سیگموئیدوسکوپی در بیماران مبتلا به کم خونی فقر آهن مبهم مورد بحث است.
ده بیمار جان خود را از دست داده بودند که همگی به دلیل کم خونی فقر آهن مرتبط نبودند.
Horseradish was used for coughs and colds, wild strawberry for anaemia and nervousness and honeysuckle was the first example of aspirin.
ترب برای سرفه و سرماخوردگی، توت فرنگی وحشی برای کم خونی و عصبی بودن و پیچ امین الدوله اولین نمونه آسپرین بود.
Our management included a measurement of haemoglobin concentration and the treatment of any identified anaemia.
مدیریت ما شامل اندازه گیری غلظت هموگلوبین و درمان هر گونه کم خونی شناسایی شده بود.
زمانی که علائم روده خفیف یا نادیده گرفته می شود، کولیت اولسراتیو ممکن است همراه با کم خونی ظاهر شود.
chlorosis
کلروز
emptiness
پوچی
ischemia
ایسکمی
lifelessness
بی جانی
aplastic anemia
کمخونی آپلاستیک
blood deficiency
کمبود خون
bloodlessness
بی خونی
ruddiness
گندگی