aunt
aunt - عمه
noun - اسم
UK :
US :
خواهر پدر یا مادرت یا زن برادر پدر یا مادرت
خواهر پدر یا مادر کسی یا زن عمو یا عمه کسی
خواهر مادر یا پدر کسی یا زن عموی کسی
جروم یک عمه و عمو در لاگونا هیلز و برخی از اقوام در داکوتای جنوبی دارد.
خالههای دادسون به موضع او در این ساعت بحران افتخار میکنند.
Clayton was adopted by his aunt and uncle and brought up in the working class brewery town of Tadcaster, North Yorkshire.
کلایتون توسط عمه و عمویش به فرزندی پذیرفته شد و در شهر آبجوسازی طبقه کارگر در Tadcaster در شمال یورکشایر بزرگ شد.
قبلاً گفته ام عمه ام زن مصمم و جاه طلبی بود.
بنابراین عمه من با سه دوست خود صحبت کرد که از می سی سی پی به نیواورلئان اسکیت کنند.
خالههای من خیلی دور به نظر میرسیدند، عکسهای قهوهای رنگنمیرفته و در آلبوم دوران کودکی گیر کرده بودند.
خاله یکی از متحدان اصلی بود.
Aunt Alice
خاله آلیس
عمه من در کانادا زندگی می کند.
Great Aunt Emily
عمه امیلی بزرگ
ماتیلد با عمه و عمویش در مزرعه ای کوچک زندگی می کند.
من یک عمه در استرالیا دارم.
این عمه کامیل من است.
عمه آلیس چای میخوای؟
برای دیدن عمه و عمویم در بوستون توقف کردیم.
aunty
عمه
auntie
خاله
nephew
پسر خواهر یا برادر
niece
دختر برادر یا خواهر و غیره
دایی