barbeque
barbeque - باربیکیو
N/A - N/A
UK :
US :
قاب فلزی که گوشت، ماهی یا سبزیجات روی آن در فضای باز و روی آتش پخته میشوند
غذایی که در خارج از منزل با استفاده از چنین قاب تهیه می شود و اغلب در طول مهمانی میل می شود
یک مهمانی که در فضای باز برگزار می شود و در طی آن غذا روی باربیکیو پخته می شود
meat usually pork, cooked slowly on a metal frame in a container filled with smoke and served in a barbecue sauce
گوشت، معمولاً گوشت خوک، به آرامی روی یک قاب فلزی در ظرفی پر از دود پخته می شود و در سس باربیکیو سرو می شود.
برای پختن غذا روی باربیکیو
a metal frame on which food is cooked outside over a fire or a meal prepared using such a frame and usually eaten outside
اسکلت فلزی که روی آن غذا در بیرون و روی آتش پخته میشود، یا غذایی که با استفاده از چنین قاب تهیه میشود و معمولاً در بیرون خورده میشود.
مطمئن شوید که کباب را در زمان کافی روشن کرده اید.
چند سالاد درست کرد تا با کباب بخورد.
شنبه داریم کباب میزنیم - امیدوارم بیای.
آنها بهترین باربیکیو شهر را سرو می کنند.
Their traditional sausages are delicious grilled or barbecued.
سوسیس سنتی آنها کبابی یا کبابی خوشمزه است.
بابا بیرون توی حیاط کباب می کرد.
من گربه ماهی را دوست دارم که روی باربیکیو پخته شود.
همسایه ها همه ما را به یک باربیکیو در حیاط خانه دعوت کردند.
در طول تابستان ما همیشه کباب می کنیم.
grill
کباب
sear
سر زدن
roast
پختن
باربیکیو
barbecue
کبابی
نان تست
broil
سرخ کردن
toast
آواز خواندن
fry
ترد
singe
رنگ قهوه ای
crisp
سوختن
حرارت
جوشیدن
زغال سنگ
simmer
جوجه گردان
charbroil
گریل
rotisserie
شعله
chargrill
توری
پنفری
BBQ
تفت دادن
griddle
باربی
panfry
زغال چوبی
saute
ترد کردن
barbie
زغال چوب
charcoal
روی یک گودال روباز بپزید
crisp up
بپز
charcoal-broil
شلاق زدن
تف کباب شده
whip up
spit-roast
پاسخ
