barbeque

base info - اطلاعات اولیه

barbeque - باربیکیو

N/A - N/A

ˈbɑːr.bə.kjuː

UK :

ˈbɑː.bɪ.kjuː

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [barbeque] در گوگل
description - توضیح
  • a metal frame on which meat fish or vegetables are cooked outdoors over a fire


    قاب فلزی که گوشت، ماهی یا سبزیجات روی آن در فضای باز و روی آتش پخته می‌شوند

  • a meal that is prepared and eaten outdoors using such a frame often during a party


    غذایی که در خارج از منزل با استفاده از چنین قاب تهیه می شود و اغلب در طول مهمانی میل می شود

  • a party held outdoors, during which food is cooked on a barbecue


    یک مهمانی که در فضای باز برگزار می شود و در طی آن غذا روی باربیکیو پخته می شود

  • meat usually pork, cooked slowly on a metal frame in a container filled with smoke and served in a barbecue sauce


    گوشت، معمولاً گوشت خوک، به آرامی روی یک قاب فلزی در ظرفی پر از دود پخته می شود و در سس باربیکیو سرو می شود.

  • to cook food on a barbecue


    برای پختن غذا روی باربیکیو

  • a metal frame on which food is cooked outside over a fire or a meal prepared using such a frame and usually eaten outside


    اسکلت فلزی که روی آن غذا در بیرون و روی آتش پخته می‌شود، یا غذایی که با استفاده از چنین قاب تهیه می‌شود و معمولاً در بیرون خورده می‌شود.

example - مثال
  • Make sure you light the barbecue in plenty of time.


    مطمئن شوید که کباب را در زمان کافی روشن کرده اید.

  • He made some salads to have with the barbecue.


    چند سالاد درست کرد تا با کباب بخورد.

  • We're having a barbecue on Saturday - I hope you can come.


    شنبه داریم کباب میزنیم - امیدوارم بیای.

  • They serve the best barbecue in town.


    آنها بهترین باربیکیو شهر را سرو می کنند.

  • Their traditional sausages are delicious grilled or barbecued.


    سوسیس سنتی آنها کبابی یا کبابی خوشمزه است.

  • Dad was outside barbecuing in the yard.


    بابا بیرون توی حیاط کباب می کرد.

  • I like catfish cooked on a barbecue.


    من گربه ماهی را دوست دارم که روی باربیکیو پخته شود.

  • Our neighbors invited all of us to a backyard barbecue.


    همسایه ها همه ما را به یک باربیکیو در حیاط خانه دعوت کردند.

  • During the summer we barbecue all the time.


    در طول تابستان ما همیشه کباب می کنیم.

synonyms - مترادف
  • grill


    کباب

  • sear


    سر زدن

  • roast


    پختن


  • باربیکیو

  • barbecue


    کبابی


  • نان تست

  • broil


    سرخ کردن

  • toast


    آواز خواندن

  • fry


    ترد

  • singe


    رنگ قهوه ای

  • crisp


    سوختن


  • حرارت


  • جوشیدن


  • زغال سنگ

  • simmer


    جوجه گردان

  • charbroil


    گریل

  • rotisserie


    شعله

  • chargrill


    توری


  • پنفری

  • BBQ


    تفت دادن

  • griddle


    باربی

  • panfry


    زغال چوبی

  • saute


    ترد کردن

  • barbie


    زغال چوب

  • charcoal


    روی یک گودال روباز بپزید

  • crisp up


    بپز

  • charcoal-broil


    شلاق زدن

  • cook over an open pit


    تف کباب شده


  • whip up


  • spit-roast


antonyms - متضاد

  • پاسخ

لغت پیشنهادی

baccalaureate

لغت پیشنهادی

gasoline

لغت پیشنهادی

methodologies