bedfellow
bedfellow - هم تخت
noun - اسم
UK :
US :
شخصی که در یک فعالیت خاص با دیگری مرتبط است
دورانی بود که ناسازگاری کار و دولت را به عنوان یاران تخت نشان داد.
What Roddick is at most pains to demonstrate is that honesty and commercialism can make compatible bedfellows.
چیزی که رادیک برای نشان دادن بیشتر دردسر دارد این است که صداقت و تجاریگرایی میتواند همراهان سازگاری را ایجاد کند.
می توانم به شما بگویم شهوت بصری و ناهماهنگی باعث می شود که همسفران خوبی باشند.
برخی می گویند که دوک یک همراه جدید دارد - یک خانم جنوبی.
این پرونده باعث شد تا یاران سیاسی عجیبی بسازند.
The McCain-Feingold partnership represents more than just a striking example of strange political bedfellows.
مشارکت مک کین و فینگولد بیش از یک نمونه بارز از یاران سیاسی عجیب و غریب است.
اما تهدیدهای خارجی میتوانند برای همتایان فرعی غیرمحتمل ایجاد کنند.
گاه به گاه هجوم می آورد، در سوهو می چرخید و مست برمی گشت، با یا بدون همراه.
تجارت و هنر، همراهان عجیبی می سازد.
سیاست و سرگرمی باعث می شود که همسفران غیرمحتمل باشند.
کشیش و سیاستمدار در کمپین خود برای صلح، همراهان عجیب و غریب/عجیب/ بعید ساختند.
bedmate
هم بستر
antagonist
آنتاگونیست
حریف
adversary
دشمن
رقیب
rival
دشمنی
foe
دشمن اصلی
nemesis
شرور
archenemy
مهاجم
villain
رقابت
assailant
مخالفت
challenger
حمله کننده
رزمنده
بدخواه
مخالف
attacker
مدعی
combatant
همبستگی
detractor
opposer
contender
corrival