bigotry
bigotry - تعصب
noun - اسم
UK :
US :
bigoted behaviour or beliefs
رفتار یا باورهای متعصبانه
the fact of having and expressing strong unreasonable beliefs and disliking other people who have different beliefs or a different way of life
داشتن و ابراز عقاید قوی و نامعقول و بیزاری از افرادی که عقاید متفاوت یا شیوه زندگی متفاوتی دارند.
ایده های قوی و غیر منطقی، به ویژه در مورد نژاد یا مذهب
دیوارهای سوء ظن، بی اعتمادی و تعصب دوباره شروع به بالا رفتن می کنند.
People who oppose religion on the grounds of its intolerance and bigotry think that the risks are very high.
افرادی که به دلیل عدم تحمل و تعصب با دین مخالفت می کنند، فکر می کنند که خطرات آن بسیار زیاد است.
بهترین چیزی که او می تواند با این فیلمنامه مدیریت کند، حس تعصب بی ربط است.
مامان یادگاری از ارزش خلاقانه تعصب است.
تأمین مالی مدارس کلیسا به طرز احمقانه ای ترویج تعصب و عدم مدارا است.
به فرزندان خود بیاموزید که تعصب را تشخیص دهند و بخشی از آن نباشند.
But there are other sides to Chicago neighborhoods suspicion of outsiders, intolerance toward the unconventional, bigotry, and bullying.
اما جنبههای دیگری نیز در محلههای شیکاگو وجود دارد، سوء ظن نسبت به افراد خارجی، عدم تحمل نسبت به غیرمتعارف، تعصب و قلدری.
The statements quoted above were for the most part not coarse or vulgar, but just loaded with bigotry.
عبارات ذکر شده در بالا در بیشتر موارد درشت یا مبتذل نبودند، بلکه فقط مملو از تعصب بودند.
intolerance
عدم تحمل
prejudice
تعصب
partisanship
حزب گرایی
bias
جانبداری
illiberality
عدم آزادی
dogmatism
جزم گرایی
sectarianism
فرقه گرایی
chauvinism
شوونیسم
تبعیض
opinionatedness
عقیده
partiality
بی انصافی
unfairness
بیگانه هراسی
intolerantness
بی لیبرالی
xenophobia
نژادپرستی
illiberalness
غیر لیبرالیسم
racialism
نژاد پرستی
illiberalism
جنگویسم
racism
بی عدالتی
jingoism
تبعیض جنسی
injustice
ولایت گرایی
fanaticism
جهل
sexism
دگرجنس گرایی
provincialism
هوموفوبیا
ignorance
بی فکری
heterosexism
تنگ نظری
homophobia
کوچک فکری
mindlessness
یهود ستیزی
bigotness
narrow-mindedness
small-mindedness
anti-Semitism
tolerance
تحمل
broad-mindedness
وسیع اندیشی
open-mindedness
ذهن باز
liberalism
آزادی خواه
liberality
آزادگی
fairness
انصاف
forbearance
بردباری
impartiality
بی طرفی
permissiveness
سهل انگاری
openness
باز بودن
indulgence
زیاده خواهی
leniency
نرمش
progressiveness
مترقی
licence
مجوز
پذیرش
receptivity
آزاد اندیشی
freethinking
ترقی گرایی
progressivism
رادیکالیسم
radicalism
سستی
laxness
درك كردن
پذیرش - پذیرفته شدن
acceptance
علاقه
رعایت
observance
پاسخگویی
responsiveness
جغرافیا گرایی
latitudinarianism
آزادی خواهی
libertarianism
انسان دوستی
humanitarianism
بیگانه مانی
xenomania
پذیرا بودن
receptiveness
بیگانه دوستی
xenophilia
