bookshelf
bookshelf - قفسه کتاب
noun - اسم
UK :
US :
یک قفسه که کتابها را در آن نگه میدارید، یا یک تکه مبلمان که برای نگهداری کتابها استفاده میشود
قفسه ای در قفسه کتاب
قفسه ای که کتاب ها را در خود جای می دهد
There was a telephone a chair upholstered in worn, black leather and bookshelves full of faded dusty books.
یک تلفن، یک صندلی روکش شده با چرم کهنه و مشکی و قفسه های کتاب پر از کتاب های گرد و خاکی رنگ و رو رفته بود.
من کی هستم که قدرت سنگریزه حک شده روی قفسه کتابم را انکار کنم؟
Sagging plank bookshelves covered most of the walls, with papers and magazines scattered over all the flat surfaces.
قفسههای کتابهای تختهای آویزان بیشتر دیوارها را پوشانده بودند و کاغذها و مجلات روی تمام سطوح صاف پراکنده بودند.
او گفت که قفسه های کتاب و عکس ها از دیوارهای عمارت فرماندار به پرواز درآمدند.
He has also rigged up a special bookshelf a table turned upside down-for his top-bunk bed where he keeps his current books.
او همچنین یک قفسه مخصوص کتاب درست کرده است که میزی آن را وارونه کرده است و برای تخت دو طبقه خود جایی که کتاب های فعلی خود را در آن نگهداری می کند.
He could give himself time to think this over he reasoned, by swiveling around to face the bookshelves.
او استدلال کرد که میتوانست به خودش زمان بدهد تا به این موضوع فکر کند، با چرخیدن به طرف قفسههای کتاب.
افزودنی توصیه شده به قفسه کتاب برای اهداف مرجع.
Or you could line the walls with bookshelves from waist-level, with cupboards underneath to provide storage and serving space.
یا میتوانید دیوارها را با قفسههای کتاب از سطح کمر، با کمدهایی در زیر آن بچینید تا فضای ذخیرهسازی و سرو را فراهم کنید.
bookrest
دفتر کتاب
bookstand
دکه کتاب
rack
دندانه دار کردن
تاقچه
ایستادن
mantelpiece
شومینه
shelving
قفسه بندی
ledge
طاقچه
mantle
مانتو
mantelshelf
قفسه شومینه
console
کنسول
bracket
براکت
sill
آستانه
predella
پردلا
پیشخوان
retable
قابل تجدید
cupboard
کابینت
mantel
مانتل
نیمکت
windowsill
طاقچه پنجره
قفسه پنجره
window ledge
لبه پنجره