bottled
bottled - بطری شده
adjective - صفت
UK :
US :
در بطری ها موجود، ذخیره یا فروخته می شود
Only the very rich could afford to get hold of the real product bottled and matured in the region itself.
فقط افراد بسیار ثروتمند می توانستند محصول واقعی را که در خود منطقه بطری شده و بالغ شده بود، بدست آورند.
آبجوهای بطری معمولاً فیلتر شده و پاستوریزه می شوند، نسخه بطری شده کیگ.
طیف گسترده ای از شراب ها، ویسکی ها و آبجوهای بطری قاره ای.
دوروتی و سارا و آنجلا میوه و مربا و چاتنی مینوشیدند.
Thicken towards the end of cooking if necessary with plain flour mixed with a little water and a few drops of bottled gravy browning.
در صورت لزوم تا آخر پخت با آرد معمولی مخلوط شده با کمی آب و چند قطره سس بطری شده غلیظ کنید.
لورتون شب را با نوشیدن بطری گینس و تماشای اسنوکر در تلویزیون صرف کرد.
این نگهدارنده بطری باید حدود شش ماه نگهداری شود.
فقط آب بطری بنوشید - بررسی کنید که مهر و موم آن شکسته نشده باشد - و از آن برای تمیز کردن دندان های خود استفاده کنید.
bottled up
بطری شده
jarred
کوزه شده
canned
کنسرو شده
suppressed
سرکوب
stifled
خفه شده
smothered
خفه شد
checked
بررسی شد
contained
موجود است
repressed
سرکوب شده
swallowed
بلعیده شد
concealed
پنهان شده است
hid
پنهان کرد
silenced
ساکت شده
inhibited
مهار شده است
gagged
دهان بسته
shushed
داخلی ایالات متحده
internalizedUS
تحت کنترل نگه داشته شده است
مهار کرد
reined in
در داخل نگهداری می شود
kept inside
داخلی شده انگلستان
internalisedUK
مسدود
blocked
برگزار شد
held in
مهار شده
restrained
کنترل می شود
curbed
غرق شده
controlled
جیب زده
strangled
hidden
muffled
submerged
pocketed
تازه
ارگانیک. آلی
طبیعی
کل
unrefined
تصفیه نشده
خام
unpreserved
حفظ نشده
unprocessed
پردازش نشده
untouched
دست نخورده
untreated
درمان نشده
uncured
خشک نشده
undried
محو نشده
unfaded
تخمیر نشده
unfermented
اصلاح نشده
unmodified
بدون نمک
unsalted
بدون سیگار
unsmoked
بدون مواد افزودنی
without additives
بدون مواد نگهدارنده
without preservatives
غیر GMO
non-GMO
اصلاح ژنتیکی نشده
not genetically modified