bourbon

base info - اطلاعات اولیه

bourbon - مشروب بربون

noun - اسم

/ˈbɜːrbən/

UK :

/ˈbɜːbən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bourbon] در گوگل
description - توضیح
  • a type of American whisky


    یک نوع ویسکی آمریکایی

  • a type of whiskey (= strong alcoholic drink)


    یک نوع ویسکی (= نوشیدنی الکلی قوی)

  • Add bourbon and port and reduce over medium-high heat by half.


    بوربن و پورت را اضافه کنید و روی حرارت متوسط ​​رو به بالا نصف کنید.

  • Add bourbon, wine stock thyme, and bay leaves and bring to a simmer.


    بوربن، شراب، استاک، آویشن و برگ بو را اضافه کنید و بگذارید بجوشد.

  • A horrible orange blanket in my front room; drinking bourbon with my great-aunt Mary in St Louis.


    یک پتوی نارنجی وحشتناک در اتاق جلوی من. نوشیدن بوربون با عمه بزرگم مری در سنت لوئیس.

  • It maintains a portfolio of leading brands of Scotch whisky, gin, bourbon, vodka, rum and other spirits.


    مجموعه ای از مارک های پیشرو ویسکی اسکاتلندی، جین، بوربون، ودکا، رم و سایر ارواح را حفظ می کند.

  • But I fix her her bourbon and ginger ale with the dash of ReaLemon just the way she likes it.


    اما من بوربون و زنجبیلش را با داش ReaLemon درست می کنم همان طور که او دوست دارد.

  • Jack had also brought some bourbon for himself.


    جک هم مقداری بوربن برای خودش آورده بود.

  • As the bourbon flowed into my bloodstream, I began to warm to the occasion.


    همانطور که بوربن به جریان خونم سرازیر شد، شروع کردم به گرم کردن این مناسبت.

  • Jack marched back across the room and sloshed more Bailey's into her half-full glass before refilling his own with bourbon.


    جک به سمت اتاق برگشت و قبل از اینکه لیوان بیلی را دوباره با بوربن پر کند، تعداد بیشتری لیوان بیلی را داخل لیوان نیمه پر او فرو کرد.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • whiskyUK


    whiskyUK

  • whiskeyUS


    ویسکی آمریکا

  • hooch


    هوچ

  • moonshine


    مهتاب


  • نوشیدنی


  • روح

  • liquor


    مشروب


  • الکل

  • rotgut


    روده

  • poteen


    poteen

  • distillery


    کارخانه تقطیر

  • scotch


    اسکاچ


  • ذرت

  • distiller


    تقطیر کننده

  • moonshiner


    مهتابی

  • rye


    چاودار

  • distilUK


    distilUK

  • distillUS


    distillUS

  • usquebaugh


    usquebaugh

  • white lightning


    رعد و برق سفید

  • mountain dew


    شبنم کوه

  • spiritus frumenti


    روح میوه ای

  • malt


    مالت

  • Scotch


    جو جو

  • barley-bree


    جان بارلی کورن

  • John Barleycorn


    ویسکی اسکاچ

  • Scotch whiskey


    ویسکی مالت

  • Scotch whisky


    چشم قرمز

  • malt whiskey


  • malt whisky


  • red-eye


antonyms - متضاد
  • modernizer


    مدرن ساز

  • progressive


    ترقی خواه

لغت پیشنهادی

fog

لغت پیشنهادی

trumpet

لغت پیشنهادی

moderator