bran

base info - اطلاعات اولیه

bran - سبوس

noun - اسم

/bræn/

UK :

/bræn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bran] در گوگل
description - توضیح
  • the crushed outer skin of wheat or a similar grain that is separated from the rest of the grain when making white flour


    پوست بیرونی له شده گندم یا دانه مشابهی که هنگام تهیه آرد سفید از بقیه دانه جدا می شود.

  • the outer covering of grain that is separated when making white flour. Bran is added to other foods because it contains a lot of the fibre needed for a healthy body


    پوشش بیرونی غلات که هنگام تهیه آرد سفید جدا می شود. سبوس به غذاهای دیگر اضافه می شود زیرا حاوی مقدار زیادی فیبر مورد نیاز برای بدن سالم است

  • the outer covering of grain that is separated when making white flour and is valued as a food for its fiber


    پوشش بیرونی غلات که هنگام تهیه آرد سفید جدا می شود و به عنوان غذای فیبر آن ارزش دارد.

  • When I examined the manger where the feed had been put I found oats and bran.


    وقتی آخور را که در آن خوراک ریخته شده بود بررسی کردم، جو و سبوس پیدا کردم.

  • If more is needed, try a breakfast cereal that contains bran, or sprinkle bran over another cereal.


    اگر بیشتر مورد نیاز است، غلات صبحانه حاوی سبوس را امتحان کنید یا سبوس را روی غلات دیگری بپاشید.

  • Only if some Super Bowl sponsor is giving away oat bran.


    فقط در صورتی که یکی از حامیان Super Bowl سبوس جو دوسر را بدهد.

  • My mind felt like oat bran stirred with a spoon.


    ذهنم شبیه سبوس جو دوسر بود که با قاشق هم زده شده بود.

  • Companies currently are limited to making claims that oatmeal or oat bran foods are low-fat or high-fiber.


    شرکت‌ها در حال حاضر به ادعای اینکه بلغور جو دوسر یا غذاهای سبوس جو دوسر کم‌چرب یا پر فیبر هستند، محدود شده‌اند.

  • If you can get rice bran, feel free to substitute it.


    اگر می توانید سبوس برنج تهیه کنید، با خیال راحت آن را جایگزین کنید.

  • Sometimes rosemary or balm was added to the bran to counteract the smell of decomposition.


    گاهی اوقات، رزماری یا مومیایی را به سبوس اضافه می کردند تا بوی تجزیه را از بین ببرد.

  • Having tried bran flakes you might well find that you like them just as much as ordinary cornflakes.


    با امتحان کردن فلکس های سبوس، ممکن است متوجه شوید که آنها را به اندازه کورن فلکس های معمولی دوست دارید.

example - مثال
  • breakfast cereal that contains bran


    غلات صبحانه حاوی سبوس

  • wheat/oat bran


    سبوس گندم / جو دوسر

  • Both these breakfast cereals have added bran.


    هر دوی این غلات صبحانه دارای سبوس هستند.

  • We had bran muffins for breakfast.


    برای صبحانه مافین سبوس دار خوردیم.

synonyms - مترادف
  • bulk


    فله

  • cellulose


    سلولز

  • fiberUS


    فیبر آمریکا

  • fibreUK


    fibreUK

  • roughage


    علوفه

  • dietary fiber


    فیبر رژیمی

  • fibrous material


    مواد فیبری

antonyms - متضاد
  • centreUK


    مرکز انگلستان

  • centerUS


    مرکز ایالات متحده


  • هسته


  • داخل

  • interior


    داخلی

  • kernel


    وسط


لغت پیشنهادی

evolve

لغت پیشنهادی

burden

لغت پیشنهادی

annulment