charger
charger - شارژر
noun - اسم
UK :
US :
قطعه ای از تجهیزاتی که برای وارد کردن برق به باتری استفاده می شود
اسبی که یک سرباز یا شوالیه در نبرد سوار می شود
a device that is used to recharge a battery (= fill it with electricity), for example in a mobile phone
وسیله ای که برای شارژ مجدد باتری (= پر کردن آن با برق) مثلاً در تلفن همراه استفاده می شود
اسب یک سرباز
شارژرهای سریع و شارژرهای استراحت قهوه این مدت را به 15 دقیقه یا شارژ را به مدت 5 دقیقه کاهش می دهند.
The equally monolithic image of the male saint, Demetrios on his charger, is not really for us either.
تصویر به همان اندازه یکپارچه قدیس مرد، دمتریوس روی شارژرش، واقعاً برای ما هم نیست.
ما با شارژرهایمان در استخر موتور ماندیم.
این شارژر همزمان با دو باتری سروکار دارد.
سنت جیمز همچنین روی یک شارژر سفید در Compostela ظاهر می شود تا مورها را شکست دهد.
او مثل یک شوالیه سوار بر یک شارژر سفید برای نجات او سوار شده بود و حالا داشت به او توهین می کرد.
pony
تسویه حساب
اسب
steed
نق زدن
nag
کوه
اسب مسابقه
racehorse
موستانگ
mustang
لخت
brumby
cayuse
cayuse
پینتو
pinto
یورتمه سواری
trot
اسب کوچک
اسب نر
equine
مادیان
stallion
ژل زدن
mare
پر شده
gelding
کلت
filly
یک ساله
colt
کره اسب
yearling
موک
foal
چرخ دستی
moke
برونک
carthorse
بلال
bronco
یشم
cob
اسب بسته
jade
یارامان
packhorse
هک کردن
yarraman
دابین
hack
پیش نویس اسب ایالات متحده
dobbin
دوست داشتنی
draft horseUS
cuddy