heartily
heartily - از صمیم قلب
adverb - قید
UK :
US :
بی مهری
دلسوزی
مایوس شده
دلگرم کننده
دلسرد کننده
بی دل
دلچسب
جرأت دادن
ناامید کردن
بی عاطفه
با دلگرمی
---
با انرژی و لذت
کاملا یا خیلی زیاد
مشتاقانه، پرانرژی و اغلب با صدای بلند
به شکلی مشتاقانه و قوی
رایان از ته دل خندید.
Ryan laughed heartily.
او نوزده ساله بود، نه ناخوشایند، و توپاز از صمیم قلب او را دوست نداشت.
چطور میتوانست اینقدر با تهوع غذا بخورد و هیچ انسی روی قاب استخوانیاش نگذارد؟
وکلای هر دو طرف پرونده سیمپسون صمیمانه این احساسات را تایید می کنند.
فرانکلین روزولت که ثروت را با انرژی و ایده آلیسم یکی می دانست، صمیمانه این انتصاب را تایید کرد.
لئونورا از صمیم قلب خوشحال بود که او را به مهمانی خود دعوت کرد.
او از صمیم قلب خوشحال بود که آنها سرانجام در مقابل آتش، سینی هایی روی زانو نصب شدند.
نستور از صمیم قلب از آنها استقبال کرد، اما در مورد هدف آمدن آنها نتوانست کمک کمی به آنها بکند.
Nestor made them heartily welcome but about the object of their coming he could give them little help.
to laugh/sing/eat heartily
خندیدن/آواز خواندن/از ته دل خوردن
من صمیمانه با او در این مورد موافقم.
مدرسه از صمیم قلب مشارکت والدین را تایید می کند.
آخرین کتاب او به همه کسانی که از اسرار تاریخی لذت می برند، صمیمانه توصیه می شود.
heartily glad/relieved
از صمیم قلب خوشحالم/آرام شدم
از این شوخی از ته دل خندید.
من از کل وضعیت بدم می آید.
او از صمیم قلب با تغییرات در سیاست موافقت کرد.
cordially
صمیمانه
عمیقا
genuinely
واقعا
sincerely
خالصانه
warmly
به گرمی
earnestly
با جدیت
enthusiastically
با اشتیاق
profoundly
به طور غیرواقعی
unfeignedly
مشتاقانه
eagerly
به شدت در
vigorously
از صمیم قلب
wholeheartedly
با غیرت
zealously
با انرژی
energetically
احساسی
feelingly
قاطعانه
resolutely
پرشور
ardently
قلب و روح
exuberantly
از ته قلبت
with eagerness
با تمام وجود
with enthusiasm
به شدت
قوی
محکم
سالم
با شهوت
مناسب
robustly
به زور
sturdily
healthily
lustily
fitly
forcefully
half-heartedly
نیمه جان
with reservations
با رزرو
