derivation
derivation - استخراج
noun - اسم
UK :
US :
منشأ یک چیزی، به ویژه یک کلمه
the origin of something such as a word from which another form has developed, or the new form itself
منشأ چیزی، مانند کلمه ای که شکل دیگری از آن ایجاد شده است، یا خود شکل جدید
خاستگاهی که چیزی از آن توسعه یافته است
برای تعیین مشتق یک جمله باید از الگوریتم تجزیه استفاده کرد.
کلمه قرمز از چه مشتق شده است؟
The inductivist account requires the derivation of universal statements from singular statements by induction.
حساب استقرایی مستلزم اشتقاق گزاره های جهانی از گزاره های مفرد با استقراء است.
The left-handed side of the figure refers to the derivation of scientific laws and theories from observation that we have already discussed.
سمت چپ شکل به استخراج قوانین و نظریه های علمی از مشاهدات اشاره دارد که قبلاً در مورد آنها صحبت کردیم.
اشتقاق یک برچسب خاص اغلب کاملاً آشکار است.
اشتقاق معیارها و مسائل مربوط به توصیف عملکرد مشخص شده است.
استخراج منحنی در شکل 3 خارج از محدوده این کتاب درسی است.
اشتقاق این مدل ها از نظریه های رشد گفتار اولیه واضح است.
اشتقاق نظری بر اساس یک درمان شبکه است.
deriving
استنتاج
deducing
استنباط
deduction
کسر
extraction
استخراج
gathering
جمع آوری
induction
القاء
inference
استنباط کردن
inferring
بدست آوردن
obtaining
آموزش و پرورش
acquiring
برانگیختن
eduction
گرفتن
eliciting
برداشت
getting
بیرون کشیدن
gleaning
نتیجه
استدلال
فرض
reasoning
دلیل
فکر
supposition
عزم
presumption
توقیف
پایان نامه
یافته
determination
حکم
sequitur
فكر كردن
thesis
سوء ظن
فرضیه
verdict
suspicion