paralegal

base info - اطلاعات اولیه

paralegal - حقوقی

noun - اسم

/ˌpærəˈliːɡl/

UK :

/ˌpærəˈliːɡl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [paralegal] در گوگل
description - توضیح

  • کسی که کارش کمک به وکلا در انجام کارشان است


  • کسی که کارش کمک به وکیل است


  • کسی که در یک شرکت حقوقی یا دپارتمان حقوقی یک شرکت کار می کند و آموزش های حقوقی دارد، اما تمام شرایط لازم برای وکالت را ندارد.


  • فردی با برخی آموزش های حقوقی که کارش کمک به وکلا است

  • Many years ago my ethics were called into question when I first hired a paralegal.


    سال ها پیش، زمانی که برای اولین بار یک وکیل حقوقی استخدام کردم، اخلاق من زیر سوال رفت.

  • He is now a paralegal with a small firm of three lawyers, one clerk, and four secretaries.


    او اکنون یک وکیل حقوقی با یک شرکت کوچک متشکل از سه وکیل، یک منشی و چهار منشی است.

  • Johnstone decided to join Source Legal a firm that places lawyers and paralegals in temporary and permanent jobs.


    جانستون تصمیم گرفت به Source Legal بپیوندد، شرکتی که وکلا و حقوقدانان را در مشاغل موقت و دائمی قرار می دهد.

  • Proposals that would allow independent paralegal firms have been put forward in California.


    در کالیفرنیا پیشنهادهایی ارائه شده است که به شرکت‌های حقوقی مستقل اجازه می‌دهد.

  • Meanwhile all this time I could see Lori, our paralegal, talking to reporters.


    در همین حال، در تمام این مدت، لری، مشاور حقوقی ما را در حال صحبت با خبرنگاران می دیدم.

  • At the same time routine legal tasks have become increasingly computerized, allowing companies to substitute paralegals for actual lawyers.


    در همان زمان، وظایف حقوقی معمول به طور فزاینده‌ای کامپیوتری شده‌اند و به شرکت‌ها این امکان را می‌دهند که وکیل واقعی را جایگزین وکلا کنند.

  • These firms are owned by non-lawyers and the paralegals are not supervised by lawyers.


    این شرکت ها متعلق به غیر وکلا هستند و وکلا تحت نظارت وکلا نیستند.

  • Williamson paralegal who stole nearly 1,400 pages of explosive company records and research data.


    مشاور حقوقی ویلیامسون که نزدیک به 1400 صفحه از سوابق و داده های تحقیقاتی شرکت مواد منفجره را دزدید.

example - مثال
  • She worked as a paralegal in a criminal defense office.


    او به عنوان وکیل حقوقی در یک دفتر دفاع جنایی کار می کرد.

synonyms - مترادف

  • کمک قانونی

  • legal practitioner


    متخصص قانونی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

breakouts

لغت پیشنهادی

boon

لغت پیشنهادی

intents