rationalization
rationalization - منطقی سازی
noun - اسم
UK :
US :
هیچ مقدار منطقی نمی تواند اعمال او را توجیه کند.
نیاز به منطقی سازی صنعت
این فقط یک توجیه راحت برای کاری است که به هر حال می خواستید انجام دهید.
استحقاق ممکن است شامل توجیه رفتار منفی باشد.
We feel the rationalization of manufacturing and distribution under a single management is overdue.
ما احساس می کنیم که منطقی سازی تولید و توزیع تحت یک مدیریت واحد به تاخیر افتاده است.
Fierce competition among large numbers of firms hindered modernization and rationalization of the industry.
رقابت شدید بین تعداد زیادی از شرکتها مانع نوسازی و منطقیسازی صنعت شد.
justification
توجیه
excuse
بهانه
rationale
بنیاد و پایه
reasoning
استدلال
defenceUK
دفاع بریتانیا
مورد
defenseUS
دفاع آمریکا
premise
فرضیه
validation
اعتبار سنجی
بحث و جدل
توضیح
pretext
بهانه، مستمسک
دلیل
mental gymnastics
ژیمناستیک ذهنی
vindication
زمینه
grounds
کاهش
mitigation
اساس
درخواست
extenuation
عذرخواهی
plea
داستان
apology
علت
apologia
تسکین
حساب
علیبی
palliation
آهنگ و رقص
انگیزه
alibi
چرا و چرا
مصلحت
motive
expedient
