recommendations
recommendations - توصیه ها
N/A - N/A
UK :
US :
پیشنهادی مبنی بر اینکه چیزی برای یک هدف یا شغل خاص خوب یا مناسب است
توصیه ای که به کسی می گوید بهترین کار چیست
a statement that someone or something would be good or suitable for a particular job or purpose or the act of making such a statement
بیانیه ای که نشان می دهد کسی یا چیزی برای یک کار یا هدف خاص خوب یا مناسب است، یا انجام چنین اظهاراتی
مشاوره در مورد اینکه بهترین کاری که باید داشته باشید یا انجام دهید چیست
شخص یا چیزی که به عنوان بهترین انتخاب پیشنهاد شده است
من این کامپیوتر را به توصیه جان خریدم (= چون جان به من گفت خوب است).
I got the job on Sam's recommendation (= because she told her employers that I was suitable for the job).
من به توصیه سام کار را گرفتم (= چون او به کارفرمایانش گفت که من برای این کار مناسب هستم).
این گزارش توصیه می کند که دیگر زندانی ساخته نشود.
برای حمایت از درخواستم برای دانشکده پزشکی باید پنج توصیه نامه دریافت کنم.
ما توصیه های کلیدی گزارش را می پذیریم.
کمیته موضوع را بررسی کرده و پیشنهاداتی را به هیئت مدیره ارائه خواهد کرد.
ما به توصیه حسابداران خود خارج می شویم.
He was a controversial recommendation for the post.
او یک توصیه بحث برانگیز برای این پست بود.
اینها توصیه های من برای فهرست نهایی است.
ideas
ایده ها
strategies
استراتژی ها
propositions
گزاره ها
approaches
نزدیک می شود
plans
برنامه ها
policies
سیاست های
tactics
تاکتیک ها
proposals
پیشنهادات
suggestions
اقدامات
actions
برنامه های کاربردی
applications
مانورهای ایالات متحده
maneuveringsUS
مانورهای انگلستان
manoeuvringsUK
mistakes
اشتباهات
aberrations
انحرافات
oversights
نظارت ها
bungles
بنگل ها
blunders
کلانجرز
clangers
محاسبات اشتباه
miscalculations
قضاوت های نادرست
misjudgments
می لغزد
slips
کاربردهای نادرست
misapplications
سوء تفاهم ها
misapprehensions
خطاها
errors
گسل
faults
بلوپرها
bloopers
به هم ریختن
missteps
لغزش ها
muddles
فلابس
slip-ups
کرک ها
flubs
دست کم گرفتن ها
fluffs
غوغا کردن
underestimations
اشتباه
boo-boos
اسنافوس
errata
سفرها
snafus
trips
