valiant
valiant - شجاع
adjective - صفت
UK :
US :
بسیار شجاع، به خصوص در شرایط دشوار
very brave or bravely determined, especially when things are difficult or the situation gives no cause for hope
بسیار شجاعانه یا شجاعانه مصمم، به خصوص زمانی که همه چیز دشوار است یا موقعیت هیچ دلیلی برای امید نمی دهد
شجاع یا مصمم، به ویژه زمانی که شرایط سخت یا خطرناک است
هیچ نتیجه ای بیش از حد غیرممکن و یا حداقل شایسته تلاش شجاعانه به نظر نمی رسد.
با وجود تلاش های شجاعانه، آتش نشانان نتوانستند خانه را نجات دهند.
The Forestry Commission are making valiant efforts to re-create these old woodlands, and are trying to preserve the little that remains.
کمیسیون جنگلداری تلاشهای شجاعانهای را برای بازآفرینی این جنگلهای قدیمی انجام میدهد و تلاش میکند تا اندک باقی مانده را حفظ کند.
valiant warriors
رزمندگان دلاور
او تلاش شجاعانه ای کرد تا نخندد.
آتشنشانان تلاشهای شجاعانهای برای نجات آنها انجام دادند، اما با شعلههای آتش شکسته شدند.
این شرکت در دو سال گذشته تلاش/تلاش شجاعانه ای برای کارآمدتر کردن خود انجام داده است.
این تیم در کوارتر سوم تلاش شجاعانه ای انجام داد تا پیش بیفتد، اما آنها خیلی عقب بودند.
brave
شجاع
courageous
بی باک
fearless
پررنگ
bold
شجاعانه
gallant
سرانداز
valorous
قهرمانانه
daring
دلخراش
dauntless
دلیر
heroic
خمیری
intrepid
جسور
mettlesome
استوار
plucky
چاق و چله
doughty
تزلزل ناپذیر
gutsy
گلوله دار
stalwart
شیر دل
stout
مردانه
unflinching
نجیب
ballsy
سرسخت
daredevil
بی شرم
lionhearted
بلنچ کردن
manful
منقبض نشدن
spirited
ماجراجویی
stouthearted
جوانمردانه
unabashed
بزرگ دل
unblenching
روده دار
unshrinking
adventuresome
audacious
chivalrous
greathearted
gutty
cowardly
بزدل
gutless
ترسو
spineless
بدون ستون فقرات
ضعیف
craven
هوس کرده
fainthearted
بی حال
pusillanimous
پوسیلان
coward
افتضاح
dastardly
ترسناک
timorous
خفه کردن
cowering
دختر
sissy
متفکر
diffident
غیر قهرمان
feeble
بدون استخوان
unheroic
ضعیف دل
boneless
بي عرضه
fearful
مرغ دل
weakhearted
وحشت زده
wimpy
poltroon
abject
بازآفرین
chickenhearted
سیس شده
frightened
بی روح
timid
قائم
poltroon
ملایم
recreant
sissified
spiritless
caitiff
dismayed
meek
panicky
