valiant

base info - اطلاعات اولیه

valiant - شجاع

adjective - صفت

/ˈvæliənt/

UK :

/ˈvæliənt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [valiant] در گوگل
description - توضیح

  • بسیار شجاع، به خصوص در شرایط دشوار

  • very brave or bravely determined, especially when things are difficult or the situation gives no cause for hope


    بسیار شجاعانه یا شجاعانه مصمم، به خصوص زمانی که همه چیز دشوار است یا موقعیت هیچ دلیلی برای امید نمی دهد

  • brave or determined, esp. when conditions are difficult or dangerous


    شجاع یا مصمم، به ویژه زمانی که شرایط سخت یا خطرناک است

  • No outcome seems too impossible or at least unworthy of valiant effort.


    هیچ نتیجه ای بیش از حد غیرممکن و یا حداقل شایسته تلاش شجاعانه به نظر نمی رسد.

  • Despite valiant efforts, firemen were unable to save the house.


    با وجود تلاش های شجاعانه، آتش نشانان نتوانستند خانه را نجات دهند.

  • The Forestry Commission are making valiant efforts to re-create these old woodlands, and are trying to preserve the little that remains.


    کمیسیون جنگل‌داری تلاش‌های شجاعانه‌ای را برای بازآفرینی این جنگل‌های قدیمی انجام می‌دهد و تلاش می‌کند تا اندک باقی مانده را حفظ کند.

example - مثال
  • valiant warriors


    رزمندگان دلاور

  • She made a valiant attempt not to laugh.


    او تلاش شجاعانه ای کرد تا نخندد.

  • The firefighters made valiant efforts to save them but were beaten back by the flames.


    آتش‌نشانان تلاش‌های شجاعانه‌ای برای نجات آن‌ها انجام دادند، اما با شعله‌های آتش شکسته شدند.

  • The company has made a valiant effort/attempt in the last two years to make itself more efficient.


    این شرکت در دو سال گذشته تلاش/تلاش شجاعانه ای برای کارآمدتر کردن خود انجام داده است.

  • The team made a valiant effort to take the lead in the third quarter but they were too far behind.


    این تیم در کوارتر سوم تلاش شجاعانه ای انجام داد تا پیش بیفتد، اما آنها خیلی عقب بودند.

synonyms - مترادف
  • brave


    شجاع

  • courageous


    بی باک

  • fearless


    پررنگ

  • bold


    شجاعانه

  • gallant


    سرانداز

  • valorous


    قهرمانانه

  • daring


    دلخراش

  • dauntless


    دلیر

  • heroic


    خمیری

  • intrepid


    جسور

  • mettlesome


    استوار

  • plucky


    چاق و چله

  • doughty


    تزلزل ناپذیر

  • gutsy


    گلوله دار

  • stalwart


    شیر دل

  • stout


    مردانه

  • unflinching


    نجیب

  • ballsy


    سرسخت

  • daredevil


    بی شرم

  • lionhearted


    بلنچ کردن

  • manful


    منقبض نشدن

  • spirited


    ماجراجویی

  • stouthearted


    جوانمردانه

  • unabashed


    بزرگ دل

  • unblenching


    روده دار

  • unshrinking


  • adventuresome


  • audacious


  • chivalrous


  • greathearted


  • gutty


antonyms - متضاد
  • cowardly


    بزدل

  • gutless


    ترسو

  • spineless


    بدون ستون فقرات


  • ضعیف

  • craven


    هوس کرده

  • fainthearted


    بی حال

  • pusillanimous


    پوسیلان

  • coward


    افتضاح

  • dastardly


    ترسناک

  • timorous


    خفه کردن

  • cowering


    دختر

  • sissy


    متفکر

  • diffident


    غیر قهرمان

  • feeble


    بدون استخوان

  • unheroic


    ضعیف دل

  • boneless


    بي عرضه

  • fearful


    مرغ دل

  • weakhearted


    وحشت زده

  • wimpy


    poltroon

  • abject


    بازآفرین

  • chickenhearted


    سیس شده

  • frightened


    بی روح

  • timid


    قائم

  • poltroon


    ملایم

  • recreant


  • sissified


  • spiritless


  • caitiff


  • dismayed


  • meek


  • panicky


لغت پیشنهادی

configure

لغت پیشنهادی

admittance

لغت پیشنهادی

venezuelan