barnstorm
barnstorm - طوفان انبار
verb - فعل
UK :
US :
to travel from place to place making short stops to give political speeches, theatre performances, or aircraft flying shows
سفر از جایی به مکان دیگر و توقف های کوتاه برای ایراد سخنرانی های سیاسی، نمایش های تئاتر، یا نمایش های پروازی هواپیما
to travel to a lot of small towns and make political speeches to try to get people's votes or support
سفر به بسیاری از شهرهای کوچک و سخنرانی های سیاسی برای جلب آرای مردم یا حمایت
In the past to barnstorm was to travel to a lot of small towns and perform flying tricks in aircraft.
در گذشته، طوفان انبار به معنای سفر به بسیاری از شهرهای کوچک و انجام ترفندهای پرواز در هواپیما بود.
برای ارائه یک اجرا یا ظاهر سیاسی به طور مختصر به بسیاری از نقاط سفر کنید
The Daily News is accompanying the fighters as they barnstorm across the country joining them on planes provided by Caesars.
دیلی نیوز جنگنده ها را در هنگام طوفان در سراسر کشور همراهی می کند و در هواپیماهای ارائه شده توسط سزار به آنها ملحق می شود.
او ابتدا با یک بند کفش به طوفان انبار می رود.
Maremont pushed aside his business and civic work and spent most of the early summer barnstorming through Illinois.
Maremont کسب و کار و کار مدنی خود را کنار گذاشت و بیشتر اوایل تابستان را در طوفان انبار در ایلینوی گذراند.
اگر حق با آنهاست، پس کلینتون که تا آخر طوفان می کند و تقریباً خشن است، باید این کار را انجام دهد.
استفنسون در تورهای طوفانی خود در حومه ایندیانا، جمعیت عظیم و خشمگینی را به سوی خود کشاند.
او تیمهایش را به تورهای طوفانی برد و یک بار چهار سال متوالی استادیوم یانکی را فروخت.
او در تلاش برای جلب نظر رای دهندگان در سراسر ایالت های جنوبی طوفان کرد.
او قصد دارد برای ایجاد حمایت عمومی در سراسر ایالت طوفان کند.
او (از طریق) غرب طوفان کرد.