waterfall

base info - اطلاعات اولیه

waterfall - آبشار

noun - اسم

/ˈwɔːtərfɔːl/

UK :

/ˈwɔːtəfɔːl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [waterfall] در گوگل
description - توضیح

  • جایی که آب رودخانه یا نهر از روی صخره یا صخره می ریزد


  • آب، به ویژه از یک رودخانه یا نهر، از یک نقطه بالاتر به پایین تر، گاهی اوقات از ارتفاع زیاد می ریزد


  • آب از یک رودخانه یا نهر در حال سقوط از لبه سنگ به سطح بسیار پایین تر

  • Below the well a waterfall tumbled across an artificial rockery.


    در زیر چاه، یک آبشار بر روی یک صخره مصنوعی سقوط کرد.

  • Glen Muick is very lovely with roaming red deer beautiful waterfalls, and a peaceful loch.


    گلن مویک با گوزن های قرمز سرگردان، آبشارهای زیبا و دریاچه ای آرام بسیار دوست داشتنی است.

  • It has also turned even the most demure waterfalls into dramatic fountains, and made the waterfalls in Yosemite Valley absolutely breathtaking.


    این آبشار حتی فرومایه‌ترین آبشارها را نیز به فواره‌های دراماتیک تبدیل کرده است و آبشارهای دره یوسمیتی را کاملاً نفس‌گیر کرده است.

  • What sounds like a distant waterfall rouses me from sleep in the early morning.


    چیزی که شبیه یک آبشار دور است صبح زود مرا از خواب بیدار می کند.

  • The mist was heavy and noisy waterfalls splashed down through pipe thickets of green bamboo.


    مه سنگین بود و آبشارهای پر سر و صدا از میان انبوه لوله های بامبو سبز به پایین پاشیده بودند.

  • She could see waterfalls cascading down some of the mountain-sides and in the distance a lake.


    او می‌توانست آبشارهایی را ببیند که در برخی از دامنه‌های کوه و در دوردست یک دریاچه را می‌پیچیدند.

example - مثال
  • She watched the magnificent waterfall cascade down the mountainside.


    او آبشار باشکوهی را تماشا کرد که از دامنه کوه پایین می رفت.

  • The waterfall fell about twenty feet to swirling rapids.


    آبشار حدود بیست فوتی به سمت تندبادهای در حال چرخش سقوط کرد.

synonyms - مترادف
  • cascade


    آبشار

  • cataract


    آب مروارید

  • rapids


    تندروها

  • falls


    سقوط

  • chute


    ناودان


  • زور

  • linn


    لین


  • دوش

  • torrent


    تورنت


  • ریزش

  • outpouring


    sault

  • sault


    شلیک


  • سرریز

  • weir


    آب سفید


  • بارش باران

  • downpour


    آبنما

  • fountain


    سیل

  • deluge


    نیاگارا

  • Niagara


    تورنت ها

  • torrents


    قنات، مجرا

  • flume


    رها کردن


  • نزول

  • descent


    آب با حرکت سریع

  • fast-moving water


    بهمن

  • avalanche


    نژاد


  • ته نشینی

  • precipitation


    فواره زدن اب

  • spout


    کانال آب

  • water chute


    جریان آب

  • downrush


  • watercourse


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

culled

لغت پیشنهادی

apologist

لغت پیشنهادی

harassed