six

base info - اطلاعات اولیه

six - شش

number - عدد

/sɪks/

UK :

/sɪks/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [six] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There are six cookies left.


    شش کوکی باقی مانده است.

  • six of Sweden’s top financial experts


    شش نفر از کارشناسان ارشد مالی سوئد

  • Ten people were invited but only six turned up.


    ده نفر دعوت شده بودند اما تنها شش نفر حضور داشتند.

  • Can you lend me six dollars?


    می توانید شش دلار به من قرض بدهید؟

  • a six-month contract


    یک قرارداد شش ماهه

  • Look at page six.


    به صفحه ششم نگاه کن

  • Six and four is ten.


    شش و چهار می شود ده.

  • Three sixes are eighteen.


    سه شش تا هجده.

  • I can't read your writing—is this meant to be a six?


    من نمی توانم نوشته های شما را بخوانم - آیا این قرار است شش عدد باشد؟

  • The bulbs are planted in fours or sixes (= groups of four or six).


    پیازها به صورت چهار یا شش (= گروه های چهار یا شش تایی) کاشته می شوند.

  • We moved to America when I was six (= six years old).


    ما در شش سالگی (= شش سالگی) به آمریکا نقل مکان کردیم.

  • Shall we meet at six (= at six o'clock), then?


    آیا ما در ساعت شش (= ساعت شش بعد از ظهر) ملاقات کنیم؟

  • I haven't had time to clear up so I'm all at sixes and sevens.


    من وقت نداشتم که روشن شوم، بنابراین همه در شش و هفت هستم.

  • The business over the lawsuit had really knocked her for six.


    تجارت بر سر این دعوی واقعاً او را به مدت 6 سال از دست داده بود.


  • به دنبال اتوبوسی با شماره شش در جلو باشید.

  • How many grandchildren do you have now? I've got six.


    الان چند نوه داری؟ من شش دارم.

  • Richards hit a six.


    ریچاردز شش زد.

  • My sister is six.


    خواهرم شش سالشه

  • a six-sided figure


    یک شکل شش وجهی

synonyms - مترادف
  • 6


    6

  • VI


    VI

  • soxisix


    soxisix


  • شماره شش

  • numeral six


    عدد شش

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

Belize

لغت پیشنهادی

canceled

لغت پیشنهادی

unconcerned