audio
audio - سمعی
adjective - صفت
UK :
US :
مربوط به صدایی است که ضبط یا پخش می شود
بخشی از یک ضبط که شامل صداها و موسیقی است اما تصاویر نیست
مربوط به شنوایی یا صدا
مرتبط با صدا و ضبط و پخش صدا
صدای ضبط شده یا صدای ضبط شده
از یا شامل صدا و ضبط و پخش صدا
همین هفته گذشته قطعات صوتی و تصویری به سایت اینترنتی ما اضافه شد.
مزیت دیگر: میانآهنگهای کوتاه موسیقایی، بسیار برتر از نمونههای کنسرو شده معمولی که در کتابهای صوتی قرار میگیرند.
Another plus: the brief musical interludes, far superior to the usual canned tripe piped into audio books.
دو راه برای ساخت فایل RealAudio وجود دارد: تبدیل یک فایل موجود، و ضبط از یک دستگاه صوتی.
There are two ways of making a RealAudio file: converting an existing file and capturing from an audio device.
جوان، یک متعصب صدا، بدون شک درمان Mobile Fidelity را تایید می کند.
یک سیگنال صوتی
an audio signal
فناوری صوتی در حال توسعه برای قرار دادن صدا در فضای سه بعدی بسیار مفید خواهد بود.
The developing audio technology to position a sound in three-dimensional space will become very useful.
صدا و تصویر ضبط شده/فایل/کلیپ
کیفیت صدا ضعیف بود
an audiocassette
یک کاست صوتی
audiotape
نوار صوتی
an audio signal
یک سیگنال صوتی
این فایل صوتی نشان میدهد که این نامزد به فعالیتهای غیرقانونی خود میبالد.
پخش کننده های رسانه ای قابل حمل به شما امکان می دهد از ویدیو و صدا لذت ببرید.
بخش صوتی پخش تلویزیونی را از دست دادیم.
این تئاتر مرتباً اجراهایی با توصیف صوتی برای افراد نابینا دارد.
an audiotape
یک نوار صوتی
nonauditory
غیر شنوایی
