beak
beak - منقار
noun - اسم
UK :
US :
دهان تیز و سخت پرنده
یک بینی نوک تیز بزرگ - به صورت طنز استفاده می شود
قسمت سخت و نوک تیز دهان پرنده
یک بینی بزرگ
قاضی
برخی از قبل در چمن های بلند خوابیده بودند، منقارهایی که زیر بال ها فرو رفته بودند.
یک درگاه جنوبی زیبا دارای سرهای منقاری عجیبی است که در طاق بسیار شکلگیری شده قرار دارند.
حرکت درونش کاملاً او را پر کرد، بال زدن بی پایان، نوک زدن شدید و فوری منقار.
The movement inside her filled her completely an endless fluttering of wings, intense and urgent pecking of beaks.
شکاف لانه، یا منقار باز، محرکی را برای والدین فراهم می کند تا به آن غذا دهند.
پرستوها مثل نجار آمدند و رفتند، منقارشان پر از شاخه بود.
سطح آن با کتانی شکسته شده است، دست و پا می زنند، منقار خود را فرو می برند و آب را به سمت گلویشان می چرخانند.
Its surface is broken with coots, paddling away dipping their beaks and twitching the water down their throats.
باکلانها میتوانند با منقارشان بسیار تند و زننده باشند.
سر بریده اش روی سطل روده افتاده بود، منقار زرد در حالت اخمو - مرا با خودت ببری؟
neb
نب
صورت حساب
nib
نوک
mandible
فک پایین
conk
مخدوش کردن
honker
صدای بلند
بینی
nozzle
نازل
proboscis
پروبوسیس
schnoz
schnoz
schnozz
schnozz
schnozzle
schnozzle
smeller
بو دهنده
snoot
پوزه
snout
دهان
پکر
muzzle
طرح ریزی
pecker
پیشروی
projection
تنه
prow
هوتر
trunk
سوراخ های بینی
hooter
آرواره ها
nostrils
ماو
jaws
صورت
maw
منبر
فواره زدن اب
rostrum
دزدیدن
spout
انفیه گر
snitch
سخنگو
sniffer
mouthpiece
litigant
طرف دعوا
plaintiff
شاکی
مدافع
accuser
متهم کننده
accused
متهم
claimant
مدعی
complainant
سوئر
suer
فرجام خواه
appellant
مشکوک
درخواست کننده
petitioner
تعقیب کننده
pursuer
پاسخ دهنده
