benzene

base info - اطلاعات اولیه

benzene - بنزن

noun - اسم

/ˈbenziːn/

UK :

/ˈbenziːn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [benzene] در گوگل
description - توضیح
  • a liquid obtained from coal used for making plastics


    مایعی که از زغال سنگ به دست می آید و برای ساخت پلاستیک استفاده می شود

  • a clear liquid made from petroleum, from which plastics and many chemical products can be made


    یک مایع شفاف ساخته شده از نفت که از آن می توان پلاستیک و بسیاری از محصولات شیمیایی ساخت

  • a colorless liquid made from petroleum (= thick oil from under the ground), from which plastics and many chemical products can be made


    مایعی بی رنگ ساخته شده از نفت (=روغن غلیظ از زیر زمین) که از آن می توان پلاستیک و بسیاری از محصولات شیمیایی ساخت.

  • One of the hydrogen atoms in ammonia is replaced by a benzene ring.


    یکی از اتم های هیدروژن موجود در آمونیاک با حلقه بنزن جایگزین می شود.

  • The copious benzene rings and potential carboxylic acid groups in coal suggest that these transformations might not be too difficult.


    حلقه‌های بنزن فراوان و گروه‌های اسید کربوکسیلیک بالقوه در زغال‌سنگ نشان می‌دهد که این تبدیل‌ها ممکن است چندان دشوار نباشد.


  • جامد در نقطه A شروع به تشکیل می کند. بسته به ترکیب مخلوط، جامد یا بنزن یا نفتالین خواهد بود.

  • Typical results are shown in table 9.2 for a polystyrene sample dissolved in benzene.


    نتایج معمولی در جدول 9.2 برای نمونه پلی استایرن محلول در بنزن نشان داده شده است.

  • The corresponding value for the distribution of iodine in benzene and water is about 400.


    مقدار متناظر برای توزیع ید در بنزن و آب حدود 400 است.

  • For over six months faulty filters were letting benzene through.


    بیش از شش ماه فیلترهای معیوب به بنزن اجازه عبور می دادند.

  • Studies on people exposed to high concentrations of benzene in the workplace have shown it is linked with leukaemia.


    مطالعات روی افرادی که در محل کار در معرض غلظت بالای بنزن قرار دارند نشان داده است که با سرطان خون مرتبط است.

  • The curve in the middle shows what happens when a mixture of benzene and naphthalene is cooled.


    منحنی در وسط نشان می دهد که وقتی مخلوطی از بنزن و نفتالین سرد می شود چه اتفاقی می افتد.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • hydrocarbon


    هیدروکربن


  • زغال سنگ


  • گاز طبیعی

  • petroleum


    نفت

  • gas


    گاز

  • gasoline


    گازوئیل

  • hexane


    هگزان

  • kerosene


    نفت سفید

  • methane


    متان

  • naphthalene


    نفتالین

  • oil


    روغن

  • organic compound


    ترکیب آلی

  • paraffin wax


    واکس پارافین

  • polyethylene


    پلی اتیلن

  • polymer


    پلیمر

  • polypropylene


    پلی پروپیلن

  • propane


    پروپان

  • petrol


    بنزین


  • طلای سیاه

  • crude oil


    نفت خام

  • fossil fuel


    سوخت فسیلی


  • سوخت

  • Texas Tea


    چای تگزاس


  • نفت سنگ

  • naphtha


    نفتا

  • crude


    خام

  • fossil oil


    نفت فسیلی


  • روغن زغالسنگ

  • lubricant


    روان کننده

  • lubrication


    روانکاری

  • grease


    گریس

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

pretense

لغت پیشنهادی

altimeter

لغت پیشنهادی

ageist