borrowed

base info - اطلاعات اولیه

borrowed - قرض گرفته شده است

N/A - N/A

ˈbɑːr.oʊ

UK :

ˈbɒr.əʊ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [borrowed] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I had to borrow a pen from the invigilator to do the exam.


    برای انجام امتحان مجبور شدم از ناظر یک خودکار قرض بگیرم.

  • Can I borrow £100 off you until next week?


    آیا می توانم تا هفته آینده 100 پوند از شما قرض بگیرم؟


  • او پول قرض می‌کرد و زحمت بازپرداخت آن را نداشت.

  • He borrowed a novel from the library.


    او یک رمان از کتابخانه به امانت گرفت.

  • Like so many companies at that time we had to borrow heavily to survive.


    مانند بسیاری از شرکت‌ها در آن زمان، ما مجبور شدیم برای بقای خود وام‌های سنگین بگیریم.


  • ما همیشه می توانستیم از بانک پول قرض کنیم.

  • English has borrowed many words from French.


    انگلیسی کلمات بسیاری را از زبان فرانسه وام گرفته است.

synonyms - مترادف
  • lent


    قرض داد

  • rented


    اجاره شده

  • appropriated


    اختصاص داده شده است

  • imitated


    تقلید کرد


  • به صورت قرضی

  • hired out


    استخدام کرد

  • loaned out


    قرض داده شده است

  • loaned


    قرض گرفته شده است


  • داده شده

  • chartered


    اجازه دهید

  • hired


    قرارداد

  • let


    اجاره فرعی

  • contracted


    مستاجر

  • sublet


    مشغول

  • tenanted


  • occupied


antonyms - متضاد
  • owned


    متعلق به

لغت پیشنهادی

underground

لغت پیشنهادی

beater

لغت پیشنهادی

impairments