deforestation
deforestation - جنگل زدایی
noun - اسم
UK :
US :
قطع یا سوزاندن تمام درختان یک منطقه
قطع درختان در یک منطقه بزرگ یا تخریب جنگل ها توسط مردم
برخی از مناطق گرمسیری آمریکا بیش از 70 درصد جنگل زدایی را شاهد بوده اند.
نشان داده شده است که جنگل زدایی باعث سیل و خشکسالی می شود.
مانند بسیاری از گونه های جنگلی، جنگل زدایی و شکار آن را تهدید می کند.
In addition high usage of wood for fuel is a major cause of deforestation accounting for 75% of 1983 energy consumption.
علاوه بر این، استفاده زیاد از چوب برای سوخت، عامل اصلی جنگل زدایی است که 75 درصد از مصرف انرژی در سال 1983 را تشکیل می دهد.
It also provides for increased penalties for dumping oil at sea and for fortnightly satellite monitoring of deforestation.
همچنین جریمه های بیشتری برای ریختن نفت در دریا و نظارت ماهواره ای بر جنگل زدایی هر دو هفته در نظر گرفته شده است.
As the pace of deforestation picked up the area of land covered by dense forest declined considerably.
با افزایش سرعت جنگل زدایی، مساحت زمین پوشیده از جنگل های انبوه به میزان قابل توجهی کاهش یافت.
Further large-scale deforestation is occurring in response to government-sanctioned development projects, many of which involve cash cropping and ranching.
جنگلزدایی در مقیاس بزرگ بیشتر در پاسخ به پروژههای توسعهای که توسط دولت تایید شده است، رخ میدهد، که بسیاری از آنها شامل کشت نقدی و دامداری است.
Of particular importance is the effect that deforestation has on tropical soils.
تأثیری که جنگل زدایی بر خاک های استوایی دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
چرای بیش از حد گوسفند و بز به جنگل زدایی کمک کرد.
The authors also predict an increase in violent storms, fires, landslides and avalanches in the Alpine region as well as widespread deforestation.
نویسندگان همچنین افزایش طوفان های شدید، آتش سوزی، رانش زمین و بهمن در منطقه آلپ و همچنین جنگل زدایی گسترده را پیش بینی می کنند.
زمین در نتیجه جنگل زدایی گسترده و کشاورزی فشرده به شدت فرسایش یافته است.
desertification
بیابان زایی
erosion
فرسایش
logging
چوب بری
denuding
برهنه کردن
afforestation
جنگل کاری
reforestation
احیای جنگل
