heterogeneous
heterogeneous - ناهمگون
adjective - صفت
UK :
US :
متشکل از قطعات یا اعضایی است که بسیار متفاوت از یکدیگر هستند
متشکل از قطعات یا چیزهایی که بسیار متفاوت از یکدیگر هستند
متشکل از قطعات یا انواع مختلف
ما قبلاً به این نکته اشاره کردیم که بیشتر فرهنگ های سیاسی ناهمگن هستند.
هر دو آنتی بادی عمدتاً یک خانواده ناهمگن هستند.
In the first stage we primarily dealt with homogeneous networks, then moved to inter-networks that are heterogeneous in nature.
در مرحله اول، ابتدا با شبکه های همگن سروکار داشتیم، سپس به شبکه های درونی که ماهیت ناهمگن دارند، رفتیم.
Young next to old doing-well next to down-and-out: a heterogeneous mass present for its own mutually exclusive reasons.
جوان در کنار پیر، خوب کار کردن در کنار پایین و بیرون: توده ای ناهمگن که به دلایل متقابل منحصر به فرد خود وجود دارد.
ایالات متحده جمعیت بسیار ناهمگنی دارد.
Services is simply too heterogeneous to be an interesting category.
خدمات به سادگی بیش از حد ناهمگن است که نمیتواند مقولهای جالب باشد.
the heterogeneous population of the United States
جمعیت ناهمگون ایالات متحده
یک گروه نسبتاً ناهمگون از دانش آموزان
socially heterogeneous individuals
افراد ناهمگون اجتماعی
سوئیس یک کنفدراسیون ناهمگون از 26 کانتون خودگردان است.
با تعداد زیادی از گروه های قومی، بدنه دانشجویی بسیار ناهمگن است.
varied
متنوع
miscellaneous
متفرقه
mixed
مختلط
assorted
رنگارنگ
motley
گوناگون، متنوع
متنوع شده است
diversified
ناهمسان
التقاطی
eclectic
مختلف
disparate
بی تفاوت
تعداد زیاد و متنوع
indiscriminate
تکه تکه کاری
manifold
متفاوت است
sundry
بی بند و باری
variegated
گونه
patchwork
پیبالد
multifarious
غیر مشابه
differing
تکه تکه
varying
غواصان
promiscuous
زاغی
variant
بی شمار
piebald
به هم ریخته
dissimilar
لژیون
ragtag
مخلوط شد
divers
مالتی پلکس
magpie
myriad
jumbled
legion
mingled
multiplex
homogeneous
همگن
identical
همسان
خالص
تنها
unchanging
بدون تغییر
لباس فرم
مشابه
پسندیدن
یکسان
alike
بی تنوع
unvaried
استوار
مربوط
related
غیر قابل تشخیص
homogenous
شبیه
indistinguishable
غیر متغیر
resembling
موازی
unvarying
تطابق
parallel
یک دست
matching
خبرنگار
unmixed
خویشاوندان
منظم
kin
دقیق
unaltered
خویشاوندی
unchanged
ایالات متحده استاندارد شده
تکراری
زوج
kindred
قابل مقایسه
standardizedUS
duplicate
comparable
