metabolic
metabolic - متابولیک
adjective - صفت
UK :
US :
مربوط به متابولیسم بدن شما
مربوط به متابولیسم (= فرآیندهای شیمیایی در بدن مورد نیاز برای زندگی)
مربوط به متابولیسم (= فرآیندهایی که بدن از طریق آن از غذا برای انرژی و رشد استفاده می کند)
Salicylate overdose in adults also results in both a metabolic acidosis and a primary respiratory alkalosis.
مصرف بیش از حد سالیسیلات در بزرگسالان نیز منجر به اسیدوز متابولیک و آلکالوز تنفسی اولیه می شود.
So Dreadco's physiologists are setting up a variable-pressure metabolic laboratory to study the matter.
بنابراین فیزیولوژیست های Dreadco در حال ایجاد یک آزمایشگاه متابولیک با فشار متغیر برای مطالعه این موضوع هستند.
Toning and strengthening exercises will not only increase the metabolic rate but also improve the health of our bones.
تمرینات تقویتی و تقویتی نه تنها باعث افزایش متابولیسم می شود بلکه سلامت استخوان های ما را نیز بهبود می بخشد.
Since reduced pressure also slows the metabolic rate it too should slow and lengthen a creature's biological career.
از آنجایی که کاهش فشار نیز سرعت متابولیسم را کاهش می دهد، باید زندگی بیولوژیکی موجود را نیز کند و طولانی کند.
واکنش متابولیک شتر به بارهای سنگین کمتر چشمگیر نیست.
catabolic
کاتابولیک
