rum

base info - اطلاعات اولیه

rum - رام

noun - اسم

/rʌm/

UK :

/rʌm/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rum] در گوگل
description - توضیح
  • a strong alcoholic drink made from sugar or a glass of this drink


    یک نوشیدنی الکلی قوی ساخته شده از شکر، یا یک لیوان از این نوشیدنی


  • غیر معمول یا عجیب

  • a strong alcoholic drink made from the juice of the sugar cane plant


    یک نوشیدنی الکلی قوی که از آب گیاه نیشکر تهیه می شود


  • غیر معمول و عجیب

  • a strong alcoholic drink made from molasses (= sweet liquid from sugar plants)


    یک نوشیدنی الکلی قوی ساخته شده از ملاس (= مایع شیرین از گیاهان قندی)

  • The Lords are a famously rum bunch.


    لردها یک دسته رام معروف هستند.

  • From beneath it he pulled a fifth of rum.


    از زیر آن یک پنجم رم بیرون کشید.

  • Trent thanked him and poured another round of rum.


    ترنت از او تشکر کرد و یک دور دیگر رم ریخت.

  • Stephen asked Christina for a splash of rum in his lime squash and Michael Stein followed suit.


    استفن از کریستینا خواست که در کدوی لیموی خود مقداری رم بجوید و مایکل استاین نیز به دنبال آن رفت.

  • I bought some rum in special but those boys finished that.


    من مقداری رام به صورت ویژه خریدم، اما آن پسرها آن را تمام کردند.

  • Mix chocolate with dry ingredients, add the rum.


    شکلات را با مواد خشک مخلوط کنید، رم را اضافه کنید.

  • Then came the rum, and talk began again.


    سپس رام آمد و صحبت دوباره شروع شد.

  • The rum was making me happy or else just dizzy.


    رام مرا خوشحال می کرد، وگرنه فقط سرگیجه می کرد.

example - مثال
  • A rum and Coke, please


    یک رام و کوکاکولا، لطفا

  • I'll have a (glass of) rum.


    من یک (لیوان) رم می خورم.

  • He said he wasn't coming, which I thought was a bit rum.


    گفت نمیاد که من فکر کردم کمی رم است.

synonyms - مترادف

  • عجیب

  • odd


    فرد

  • weird


    عجیب و غریب

  • bizarre


    کنجکاو

  • peculiar


    خنده دار

  • queer


    غیر معمول

  • eccentric


    بی نظیر


  • دمدمی


  • حواس پرت

  • outlandish


    دیوانه


  • قابل توجه

  • offbeat


    غیر متعارف

  • quirky


    وحشی

  • wacky


    پیچ دار


  • غیرطبیعی


  • چرت و پرت

  • unconventional


    کوکی


  • گره خورده

  • quaint


    لعنتی

  • screwy


    دمدمی مزاج

  • abnormal


    بد بو

  • whacky


    خارق العاده

  • kooky


  • freakish


  • kinky


  • bizarro


  • cranky


  • erratic


  • funky



  • weirdo


antonyms - متضاد

  • طبیعی


  • معمولی


  • مشترک


  • منظم


  • استاندارد


  • مرسوم


  • معمول


  • آشنا


  • عادی


  • میانگین

  • commonplace


    روال


  • انتظار می رود


  • ارتدکس

  • expected


    جلگه

  • orthodox


    عمومی

  • plain


    هر روز


  • غیر استثنایی


  • اجرا شده از آسیاب

  • unexceptional


    غیر قابل توجه

  • customary


    عادت کرده

  • run-of-the-mill


    معقول

  • unremarkable


    سنتی

  • accustomed


    مسیر اصلی


  • موجودی


  • وانیل

  • mainstream


    ایجاد


  • زمینی

  • vanilla


  • habitual


  • established


  • earthly


لغت پیشنهادی

persistently

لغت پیشنهادی

instituted

لغت پیشنهادی

boodle