shack

base info - اطلاعات اولیه

shack - کلبه

noun - اسم

/ʃæk/

UK :

/ʃæk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shack] در گوگل
description - توضیح
  • a small building that has not been built very well


    ساختمان کوچکی که خیلی خوب ساخته نشده است

  • a very simple and small building made from pieces of wood metal or other materials


    ساختمانی بسیار ساده و کوچک که از قطعات چوب، فلز یا مواد دیگر ساخته شده است


  • یک ساختمان ساده و کوچک

  • An old woman emerges from a shack behind the cantina, buttoning up a torn housedress.


    پیرزنی از کلبه ای پشت کانتینا بیرون می آید و دکمه های لباس خانه پاره شده را می بندد.

  • He lives in a shack with his wife and four children.


    او با همسر و چهار فرزندش در یک کلبه زندگی می کند.

  • I've seen the homes they live in-mud-floored shacks with no sanitation or direct access to running water.


    من خانه‌هایی را دیده‌ام که آنها در کلبه‌هایی با کف گلی زندگی می‌کنند، بدون سرویس بهداشتی یا دسترسی مستقیم به آب جاری.

  • A girl of about sixteen stands in the doorway of the little shack that is connected to the store.


    دختری حدود شانزده ساله در ورودی کلبه کوچکی که به فروشگاه متصل است ایستاده است.

  • It is a community of tar-paper shacks and few prospects.


    این جامعه ای از کلبه های کاغذ قیر و چشم انداز کمی است.

  • They lived in a one-room shack.


    آنها در یک کلبه یک اتاقه زندگی می کردند.

  • It was small but seemed surprisingly well stocked for a peasant's shack.


    کوچک بود، اما به‌طور شگفت‌انگیزی به‌نظر می‌رسید که برای کلبه دهقان‌ها انبار شده باشد.

  • Brucha has lived in his off-trail shack for 14 years, and in that time he has made it his own.


    بروچا به مدت 14 سال در کلبه خارج از مسیر خود زندگی کرده است و در این مدت آن را مال خود کرده است.

  • The run-down villas and cement footpaths give way to dusty tracks and wooden shacks.


    ویلاهای فرسوده و مسیرهای پیاده روی سیمانی جای خود را به مسیرهای غبارآلود و آلونک های چوبی می دهند.

example - مثال
  • The settlement consists only of shacks; there are no roads, no water no street lighting.


    سکونتگاه فقط از کلبه تشکیل شده است. نه جاده، نه آب، نه روشنایی خیابان وجود دارد.

  • The family lived in a one-room shack.


    خانواده در یک کلبه یک اتاقه زندگی می کردند.

synonyms - مترادف

  • کابین

  • hut


    کلبه

  • shanty


    کانکس

  • hovel


    سنگ شکن

  • shed


    دهنه


  • اردوگاه

  • bothy


    هر دو

  • cottage


    فاجعه

  • whare


    هوچ

  • hooch


    پناه

  • hootch


    محافظ

  • hutch


    سپر

  • hutment


    کج کردن


  • هوک

  • shieling


    شبنگ

  • shiel


    گونیا

  • tilt


    کوهان دار

  • hok


    فاولا

  • shebang


    زباله

  • gunyah


    هوگان

  • humpy


    ویکی آپ

  • favela


    متمایل به

  • dump


    کلبه چوبی

  • hogan


    میا میا

  • wickiup


    خانه کوچک

  • lean-to


  • log cabin


  • mia-mia




  • chalet


antonyms - متضاد
  • palace


    قصر

  • villa


    ویلا

  • manor


    عمارت

  • castle


    قلعه


  • سالن

  • alcazar


    آلکازار

  • palazzo


    پالازو

  • seraglio


    سراج

لغت پیشنهادی

scent

لغت پیشنهادی

fox

لغت پیشنهادی

tutor