pitted
pitted - حفره دار
adjective - صفت
UK :
US :
با علائم یا سوراخ های کوچک روی سطح پوشیده شده است
یک میوه بدون هسته تنها دانه سخت از آن جدا شده است
پوشیده از سوراخ یا مناطق کم
با چاله (= دانه) برداشته شد
با برداشتن دانه
(از یک سطح) پوشیده از سوراخ
Around the perimeter of the head there is a pitted fringe, which is unique to this kind of arthropod.
در اطراف سر یک حاشیه حفره دار وجود دارد که منحصر به این نوع بندپایان است.
pitted prunes
آلو حفره دار
9 دقیقه بعد هواپیما از باند حفره دار به هوا رفت.
کامیون به سرعت در خیابان های فرعی پر از چاله رفت.
صفحات سطحی حفرهدار بدنه اصلی از جلوی محافظ روشنکننده او میلغزیدند.
چین و چروک های عمیق بالای چشمانش به سمت بیرون نرم شده بود.
تخم مرغ قهوه ای تیره با پوسته ضخیم و بدون هسته است.
pitted olives
زیتون بدون هسته
او در جوانی آکنه بدی داشت و صورتش با خراشها سوراخ شده بود.
pitted cherries/olives
گیلاس/زیتون بدون هسته
خودروهای آنها در اثر باران اسیدی غرق شده است.
pocked
جیب زد
pockmarked
جیب زده
blemished
لکه دار
marked
مشخص شده است
pocky
پوک
scarred
زخمی
dented
دندانه دار
cratered
دهانه
spotted
خالدار
صاف
زوج
تخت
مرحله
سطح
unbroken
ناشکسته
منظم
تمیز
calm
آرام
نرم
gentle
ملایم
flush
فلاش
leveledUS
سطح بندی شده آمریکا
planed
برنامه ریزی شده
لباس فرم
استوار
levelledUK
سطح بندی شده انگلستان
delicate
ظریف
بسیار
unmarked
بدون علامت
youthful
جوان
refined
تصفیه شده
کم اهمیت
پیچیده
rolling
متحرک
در حد متوسط
خوب
کوچک
courteous
مودب
