agility
agility - چابکی
noun - اسم
UK :
US :
توانایی حرکت سریع و آسان بدن
توانایی فکر کردن سریع و واضح
ways of planning and doing work in which it is understood that making changes as they are needed is an important part of the job
روش های برنامه ریزی و انجام کار که در آن درک می شود که ایجاد تغییرات در صورت نیاز بخش مهمی از کار است
توانایی حرکت سریع و آسان
او به عنوان یک بازیکن، قدرت و چابکی را با هم ترکیب می کند.
mental/intellectual/verbal agility
چابکی ذهنی/فکری/کلامی
او چالاکی بز کوهی دارد.
آکروبات ها شاهکارهای شگفت انگیزی از قدرت، چابکی و کنترل را به نمایش می گذارند.
This job requires considerable mental agility.
این شغل به چابکی ذهنی قابل توجهی نیاز دارد.
ما چابکی ذهن کودک را دست کم می گیریم.
چابکی تجاری به این معنی است که یک شرکت همیشه در موقعیتی است که تغییرات بازار را در نظر بگیرد.
Constant change is the new dynamic of the global economy and makes agility even more necessary than ever.
تغییر مداوم پویایی جدید اقتصاد جهانی است و چابکی را بیش از هر زمان دیگری ضروری می کند.
او یک بازیکن برتر فوتبال است که سرعت و چابکی را با هم ترکیب می کند.
شکل. صدای او سبکی و چابکی مورد نیاز موسیقی هندل را دارد.
nimbleness
چابکی
dexterity
مهارت
spryness
تیز بودن
litheness
لاغری
quickness
سرعت
deftness
درخشندگی
sprightliness
انعطاف پذیری
suppleness
برازندگی
adroitness
رحمت
gracefulness
سبک پا بودن
grace
سبکی
light-footedness
صافی
lightness
جریان
smoothness
ظرافت
روانی
finesse
فرم
fluency
دقت، درستی
سرزندگی
precision
سیال بودن حرکت
liveliness
بیچارگی
elegance
آزادگی
ناوگان
lissomness
سیالیت
limberness
زیرک بودن
fleetness
بی زحمتی
fluidity
سرگیجه
lightsomeness
حیله
nimble-footedness
effortlessness
nippiness
sleight
awkwardness
ناجوری
clumsiness
دست و پا چلفتی
gaucheness
نازک بودن
gawkiness
گیجی
gawkishness
بی لطفی
gracelessness
ژامبون دستی
ham-handedness
سنگینی دست
heavy-handedness
کلتزی
klutziness
بی حیایی
ungainliness
کند شدن
slowing
کندی
slowness
سستی
sluggishness
سفتی، سختی
stiffness
ناتوانی
ineptness
بی ظرافتی
inelegance
بد اخلاقی
maladroitness
سنگینی
ineptitude
گاشری
heaviness
بی تدبیری
ponderousness
عدم حساسیت
gaucherie
تامل
tactlessness
حادثه خیز بودن
insensitivity
بی مهارتی
ponderosity
بی تخصص
accident-proneness
الوار شدن
unskilfulness
عدم درایت
uncouthness
inexpertness
lumberingness
inelegancy