amazement
amazement - شگفتی
noun - اسم
UK :
US :
احساس شگفتی بزرگ
شگفتی شدید
جینی اوز را دید که با تعجب باز می شود و پای او را لگد زد.
وقتی رابینز گل سوم تیم را از دست داد، طرفداران با تعجب نگاه کردند.
ویلی با تعجب به مزارع خیره شد و جوراب های پشمی نازکش دور قوزک پاهایش جمع شده بود.
He remembers thinking in amazement that his name also was being flashed on screens in thousands of other movie theaters.
او به یاد میآورد که با تعجب فکر میکرد که نامش در هزاران سینمای دیگر هم روی پردههای سینما پخش میشود.
اخمی کرد و دوباره نگاه کرد و چشمانش از تعجب گشاد شد.
در کمال تعجب من، به همان سادگی و حتی سرگرم کننده تر از نوشتن در مورد رویدادهای واقعی بود.
آنها بهطور صمیمانه و دوستانه روی قهوه در سالن صحبت کرده بودند، که باعث تعجب پیج شد.
To their amazement, his arrow was the first to pierce the inner gold circle winning him the silver arrow.
در کمال تعجب، تیر او اولین تیری بود که دایره طلای داخلی را سوراخ کرد و تیر نقره ای را برای او به ارمغان آورد.
نینا با تعجب به من نگاه کرد. او گفت: من شما را باور نمی کنم.
در کمال تعجب من را به یاد آورد.
با تعجب به او نگاه کرد.
او از کنار گذاشته شدنش در این مسابقه ابراز شگفتی کرد.
لورا با تعجب به اطرافش نگاه کرد.
ابروهایش را با تعجب ساختگی بالا انداخت.
در کمال تعجب او این کار را پیدا کرد.
با تعجب خیره شد.
در کمال تعجب من کل پای را خورد.
awe
هیبت
تعجب
wonderment
شگفتی
marvel
شگفت زده کردن
astonishment
حیرت، شگفتی
fascination
شیفتگی
astoundment
حیرت
admiration
تحسین
احترام
reverence
کنجکاوی
curiosity
marvellingUK
marvellingUK
شگفت انگیز ایالات متحده
marvelingUS
شوکه شدن
توجه
veneration
متعجب
ترس
marvelment
سرگشتگی
wondering
گیجی
عبادت
bewilderment
stupefaction
esteem
worship
calmness
آرامش
composure
خونسردی
سرد
coolness
خنکی
indifference
بی تفاوتی
انتظار
calm
آرام
dullness
کسالت
unexcitement
بی هیجانی