anodyne

base info - اطلاعات اولیه

anodyne - آنودین

adjective - صفت

/ˈænədaɪn/

UK :

/ˈænədaɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [anodyne] در گوگل
description - توضیح
  • expressed in a way that is unlikely to offend anyone


    به گونه ای بیان می شود که بعید است کسی را آزار دهد

  • a medicine that reduces pain


    دارویی که درد را کاهش می دهد

  • an activity or thing that comforts people


    فعالیت یا چیزی که به مردم آرامش می دهد

  • intended to avoid causing offence or disagreement, especially by not expressing strong feelings or opinions


    به منظور جلوگیری از ایجاد توهین یا اختلاف نظر، به ویژه با ابراز نکردن احساسات یا نظرات قوی

  • The introductions in both books are anodyne and brief.


    مقدمه های هر دو کتاب به صورت مجهول و مختصر است.

  • He thus seems to go too far initially and then shrink back to an anodyne conclusion.


    بنابراین به نظر می‌رسد که او در ابتدا بیش از حد پیش می‌رود، و سپس به یک نتیجه‌گیری آنودین بازمی‌گردد.

  • Curiously anodyne music from heroes that hip-hop forgot.


    موسیقی عجیب و غریب آنودین از قهرمانانی که هیپ هاپ فراموش کرده بود.

  • For the next five years, until his death in 1953, he ground out anodyne pieces.


    برای پنج سال بعد، تا زمان مرگش در سال 1953، او قطعات آنوداین را آسیاب کرد.

  • The only consultations now were with Beckman's market research consultancy over anodyne questions of marketing.


    تنها مشاوره در حال حاضر با مشاوره تحقیقات بازار بکمن در مورد سؤالات آنودین بازاریابی بود.

example - مثال
  • This is daytime television at its most anodyne.


    این تلویزیون در روز در بی نظیرترین حالت خود است.

  • Somehow this avoids being just another silly pop song with anodyne lyrics about love and happiness.


    این به نوعی از بودن یک آهنگ پاپ احمقانه دیگر با اشعار آنودین در مورد عشق و شادی جلوگیری می کند.

synonyms - مترادف
  • narcotic


    مواد مخدر

  • anaestheticUK


    بیهوشیUK

  • anestheticUS


    بیهوشیUS

  • opiate


    مواد افیونی

  • sedative


    آرام بخش

  • soother


    ضد درد

  • analgesic


    خواب آور

  • soporific


    مسکن

  • painkiller


    پیش بینی کردن

  • dope


    دارو


  • آرام بخش انگلستان

  • tranquillizerUK


    پایین تر

  • downer


    افسرده

  • calmative


    باربیتورات

  • depressant


    آرام بخش ایالات متحده

  • hypnotic


    مبهوت

  • barbiturate


    پستاندار

  • tranquilizerUS


    قرص خوابآور

  • stupefacient


    مبهوت کننده

  • pacifier


    محلی

  • sleeping pill


    عمومی

  • tranquilliserUK


    برمید

  • stupefactive


    تریاک


  • تسکین دهنده


  • مورفین

  • bromide


    لودانوم

  • opium


    داروی تغییر دهنده ذهن

  • palliative


  • morphine


  • laudanum


  • mind-altering drug


antonyms - متضاد

  • هیجان انگیز

  • inspiring


    الهام بخش

  • exhilarating


    نشاط آور

  • stimulating


    تحریک کننده

  • stimulant


    محرک

  • invigoratingUS


    نیروبخش ایالات متحده

  • inciteful


    نشاط آور انگلستان

  • envigoratingUK


    غیر جالب

  • uninteresting


    هم زدن

  • stirring


    شدید، قوی


  • نمایشی


  • برانگیزاننده

  • rousing


    قدرتمند


  • تاکیدی

  • thrilling


    برانگیختن

  • emphatic


    اوج گیری

  • arousing


    دستگیر کردن

  • climactic


    عاطفی

  • arresting


    مهیج


  • پررنگ

  • breathtaking


    تیتراژ

  • bold


    متحرک سازی

  • titillating


    برق انداختن

  • animating


    مست کننده

  • electrifying


    در حال حرکت

  • intoxicating


    جذاب

  • moving


    خردکننده

  • agitative


    غلبه کننده

  • catchy


  • overwhelming


  • overpowering


لغت پیشنهادی

perry

لغت پیشنهادی

allies

لغت پیشنهادی

elated